بایگانی‌ها

دنیای این روزای من … هم قد چالش هام شده

نویسنده :
  • سلام به همممهههه دوستان. امشب به نظرم خیلی خلوت بود اینجا. فکر کنم وسط هفته همه به شدت درگیر کارهای دیگشون هستن.

    امروز بالاخره یه قرارداد دیگه رو هم که ۳ ماهه دارم با کارفرما روش سر و کله میزنم، نهایی کردم و امضا شد. اینم یه قرارداد واسه یه اپلیکیشن دیگه‌ست. واسه این پروژه واقعا خیلی با کارفرما درگیری داشتم، هنوزم نمی‌دونم چطوری تونستم متقاعدش کنم که قراردادی رو باهام ببنده که مبلغش ۱۰ برابر چیزیه که در ابتدای کار، توو ذهنش بود! نه که عدد من بالا باشه، عدد اون خیلی پایین بود. از این آدمهای چونه زن و دنبال تخفیف، که واقعا حرصت رو درمیارن، ولی بالاخره نهایی شد.

    این شد دومین پروژه ی این مدلی، که یه کارفرمایی پیدا میشه یه وبسایت یا اپلیکیشن میخواد، منم یه تیم جمع می‌کنم و مدیریتش می‌کنم و کارهارو جلو می‌برم. امید است این یکی هم خوب پیش بره.

    فکر می‌کنم آخرش به جای راه اندازی یه استارتاپ با یه ایده جدید واسه خودم، یه شرکت راه بندازم و به همین استارتاپ‌ها و بیزینس های موجود، سرویس بدم! ظاهرا چالش‌های کمتری هم داره، ولی خوب زیاد برام دوست داشتنی و جذاب نیست، فقط تجربه‌ست.

    اما کمک کمک کمک… یه چالشی که این روزا به شدت باهاش مواجهم، درگیر شدن با احساسات و عواطف افرادیه که باهاشون کار می‌کنم، یعنی همین تیم‌هایی که درست کردم واسه پروژه‌ها. واقعا درک کردن آدم‌ها و همسو و همدل کردنشون، کار خیلی سختیه.

    قبلا که مدیر تولید یه کارخونه ای بودم و افراد زیردستم، کارگرهای ساده بودن، میشد مثلا با تشویق مالی و جایزه های نقدی، حالشون رو خوب کرد، ولی توو level افرادی که الان باهاشون کار میکنم، صرفا با پول و دستمزد، دیگه نمیشه به افراد انگیزه داد.

    یکی افسرده میشه، یکی شکست‌ عشقی می‌خوره، یکی رو دوبار ازش پیگیری کار می‌کنی استرس می‌گیره و میگه دیگه نمی‌تونم کار کنم… بعد تو می‌مونی و یه عالمه تعهد و قول و قرار که با کارفرما داری.

    کاش یه کم از تجربیاتتون و نحوه برخورد خودتون در مواجهه با این چالش‌ها برام بگید و راهنماییم کنید در این مورد

    ۱
    ۲
    ۳
    ۴
    ۵
    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۶ رای
    این مطلب در مجموع ۲۹ بار و امروز ۱ بار مشاهده شده است.
    .
    FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!

      متن دیدگاه‌ها

      Subscribe
      Notify of
      guest
      24 Comments
      قدیمی ترین
      جدیدترین بیشترین رای
      Inline Feedbacks
      مشاهده همه دیدگاه ها
      bahmansh
      5 ماه پیش

      موردی که بهش اشاره کردین و باهاش روبرو شدین دقیقاً یکی از دغدغه های منم هست. اصن یادمه بابت همین با اقا فرشید تماس هم گرفتم.
      بله تفاوت برخورد از اینجاست تا کره مریخ برای برخورد با کارگر شما فقط باید به نیازهای سطح یک حرم مازلو توجه کنید ولی برای کار کردن در محیط اداری خلاق مثل سرو کله زدن با متخصص و برنامه نویس باید حواستون به سطوح بالاتر هم باشه.
      روحیات، مسائل فردی خودشون مسائل عاطفی شون و …
      راهکارش اینه که یه جورایی تو سیستم خودتون واحد منابع انسانی ببینید و داخل اون واحد یه بخشی برای رفاهیات هم داشته باشید. هرچند تیم کوچکی داشته باشید ولی باید اقداماتی با دیدگاه اون سیستمی رو داشته باشید. شما تو واحد منابع انسانی میتونید به نیازهای این چنینی آدما پاسخ بدید

      yasan
      5 ماه پیش

      من در این سطح چالشی تا بحال نداشتم ولی همیشه سعی کردم تیم به من نتیجه درست ارائه بده، اینکه از چ مسیری به این نتیجه رسیده ارو زیاد بررسی نکردم، مثلا یکی دوست داره شب کار کنه، یکی دوست داره، زودتر بیاد زودتر بره، یکی میخواد از خونه کار کنه، دستشون رو باز گذاشتم به شرطی که ددلاین رو رعایت کنن و ازین فرصت سواستفاده نکنن. به نظرم هرچی تیم کاری رو بیشتر محدود کنی راههای فرار بیشتری پیدا میکنه.

      ebr
      ebr
      5 ماه پیش

      خیلی عالیه به سلامتی. همه چی خیلی خوب پیش بره و پروژ ه های بیشتر و بهتر تو مسیرتون باشه

      والا من تا حالا کارفرما نبودم :)) و نمیدونم حس میکنم زیادی قاطی شدن با کارمند و درگیرش بودن خوبه یا بد
      از طرفی ممکنه احساس صمیمیت و نزدیکی جواب بده و اون آدم همدل با شما بشه ولی ممکنم هست دیگه وا بده:) نمیدونم چجوری منظورمو برسونم
      یه وقتایی تعارف داشتن به آن تایم بودن کارمندا کمک میکنه انگار

      نرگس
      5 ماه پیش
      پاسخ به   آرزو

      نمیدونم اشتباهه یا درست، یا شایدم از ضعفم نشات بگیره ولی من برای خودم یک قانون دارم که با دوستان خیلی نزدیک و فامیل کار نکنم. کلا این موارد خیییلی حاشیه داره. منم صورت مساله رو پاک میکنم و کلا بیخیال همکاری با این دو دسته میشم :))))

      نرگس
      5 ماه پیش

      مدیریت کارشناس با کارگرا خیلی فرق میکنه. همونطور که آقا بهمن گفتن کارگرها با سطح اول هرم مزلو درارتباطن. بنظرم یکی از کارسازترین راه ها اینه که با همه افراد نمیشه یکجور برخورد کرد. با یکی باید جدی برخورد کرد با یکی دوستانه، یکی پیگیری روزانه نیاز داره یکی پیگیری روزانه بهره وری معکوس میده. خلاصه که با افراد براساس روحیاتشون باید برخورد کرد.
      یک موضوع دیگه که بنظرم کارسازه ایجاد رابطه دوستانه با افراده و ایجاد حس تعهد و تعلق توی افراد هست.حالا این حس تعلق میتونه با برگزاری دوره و مهمونی های دوستانه، یا تغییر روش های پرداخت از دستمزد ثابت به دادن بخشی از سود و … باشه.
      البته تمام این حرفا کاملا بستگی به محیط سازمان و ماهیت کار و افراد درگیر داره و یک قانون کلی نباشه

      طاها منفردپور
      5 ماه پیش

      اولا ” ، قدیم تر ها برای من این موضوع مطرح بود که چرا بعضی ها می روند و با هزینه بسیار زیاد خط تولید اتوماتیک می خرند وقتی نیروی کار به این ارزانی و در دسترس است ، ولی بعدها که خودم درگیر امور کارگری شدم دیدم که هرچقدر پول بدهی بابت اتوماسیون می ارزد و نباید شک کرد . حالا هر چقدر سطح نیروی همکار از لحاظ سواد و تخصص بالاتر باشد ، مسائل حادتر و سخت تر ، از نظر من بهترین و البته شاید غیر اخلاقی ترین راه این است که از هر سطح و نیرویی رزرو و یدکی داشته باشید ، وجود آلترناتیو در سازمان اداره آن را به شدت راحت می کند ، البته اگر بتوانید مسئله هزینه ها را حل کنید .
      ثانیا” ، اگر همه دنبال استخراج طلا از معدن آمده اند ، شما بیل و سرند و … را تولید کنید و به آنها بفروشید ، مطمئنا” سود خوبی می برید .

      فرشید رمضانی
      5 ماه پیش

      منو ببین توروخدا واسه کیا دوره گذاشتم :)))
      من اینارو شش بار خوندم و از بعضی نکاتش یادداشت برداشتم که یادم نره:)))

      bahman esmaily
      5 ماه پیش
      پاسخ به   فرشید رمضانی

      :)) خیلی موضوع چالشییه! نظرات هم چالش دارن

      آقا فرشید منم کامنت گذاشتم ولی نوشته در دست بررسی

      فرشید رمضانی
      5 ماه پیش
      پاسخ به   bahman esmaily

      سلام بهمن جان،
      برای اینکه سایت بازدید کننده غیر از دره هم داره و اینها پیامهای تبلیغاتی اسپم میذارن، دو تا کامنتتون که تایید بشه دیگه نیاز به تایید نداره که تایید کردم.

      bahman esmaily
      5 ماه پیش
      پاسخ به   فرشید رمضانی

      آهان، خیلی ممنون.

      bahman esmaily
      5 ماه پیش

      سلام
      همش مردد بودم بگم یا نگم.
      خب من کارفرما یا مدیر نبودم ولی تو محیط‌های کاری خیلی به اطراف و اطرافیانم توجه می‌کردم؛ میتونم به جرات بگم درصد قابل توجهی از مشکلات تو محیط کار به خاطر احساسات و مشکلاتی هست که افراد تو زندگی شخصیشون دارن… که بشدت راندمان کار رو پایین میاره!

      به هر حال خودم هم نیروی کار بودم و گاها دچار مشکلاتی میشدم که مسئله های دیگه ای رو در پی داشت…
      اما وقتی به همکارام توجه می‌کردم می‌دونستم مدیریت این افراد چقدر می‌تونه پیچیده و سخت باشه و همیشه برام سوال بود چطور میشه این موضوع رو حل کرد؟ (اینکه میگم سوال بود واقعا سوال بودا چون تو هر محیط کاری رفتم سعی کردم خودم رو جای مدیر/مدیرا بذارم)

      خلاصه گذشت و من تو یه دوره ای شرکت کردم، یه سری تجربه‌ها کسب کردم و با یه موضوعی آشنا شدم و دقیقا بعد از اینکه فهمیدم این موضوع چی می‌خواد بگه و چه تأثیری داره فکر کردم به جواب سوالم رسیدم!
      «خودآگاهی»!

      به نظرم «خودآگاهی» حلقه گم شده زندگی فردی تک تک ماست که برای پیدا کردنش محیط و اطرافیان رو به هم میریزیم ولی نتیجه‌ش آشفتگی و خستگی ما و اطرافیان ماست.

      دقیقا بعد از فهمیدن این موضوع به نظرم رسید که میشه دوره‌هایی رو برای شرکت‌ها و بیزنیسهایی که این مشکلات رو دارن و یا براشون مهمه برگزار کرد ولی خب مثل همین الان که مردد شدم بگم یا نگم نگفتم.
      (امیدوارم بگم بگم هام شما رو یاد سیاست نندازه )
      ولی الان گفتم باز فکر می‌کنم نمیشه گفت راه حل قطعی هست ولی میشه امتحانش کرد…

      فرشید رمضانی
      5 ماه پیش
      پاسخ به   bahman esmaily

      سلام
      چرا مطلب به این خوبی را مردد بودی که نگی؟ 🙂
      خب هیچ راهکاریی همیشه و همه جا صددرصد جواب نمیده. ولی دونستن و امتحان کردنش میتونه نتایج خوبی داشته باشه.

      bahman esmaily
      5 ماه پیش
      پاسخ به   فرشید رمضانی

      چون تجربه مدیریتی نداشتم :)) امیدوارم که بشه امتحانش کرد.

      bahman esmaily
      5 ماه پیش
      پاسخ به   آرزو

      ممنون از پست چالشی تون. به نظرم (نیروی کار) تا قبل از خود آگاهی تقریبا فریز هست و خیلی زمان احتیاج داره تا بشه اون رو همراه فرهنگ سازمانی مورد نظر کرد و یا بتونه با اهدافی که سازمان داره ارتباطی برقرار کنه! خود مدیریت شاید حواسش از اهداف دور نشه ولی وقتی (خود آگاهی نباشه) فرهنگ سازمانی و باقی چیزا از یاد مدیریت هم میرن… به هر حال فرصتش پیش بیاد ایده ای که دارم رو با یه سری توضیحات مینویسم تا ببینیم چی میشه…
      مرسی از توجهتون منم از سانسور خوشم نمیاد، چون تا قبل از این ننوشته بودم یکم غیرواقعی به نظرم میرسید.

      bahman esmaily
      5 ماه پیش
      پاسخ به   آرزو

      چشم، حتما! یکم سرو شکل بهش بدم قابل فهم باشه مینویسم.

      ضبط پیام صوتی

      زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

        24
        0
        Would love your thoughts, please comment.x
        ()
        x