روز بیست و چهارم

نویسنده :

امروز تمام وقت و انرژیم سر بسته‌ بندی گاوزبان برای ارسال به خوزستان و تهران گذاشته شد و دیگه به کارهای روتین مغازه نرسیدم. بنده خدا شاگردمون انقدر گاوزبان تو تن و بدنش رفته بود که مثل خرس خودش رو میمالید به در و دیوار تا خارشش کم بشه :)). خودمم مثل معتادها سر و بدنم و می‌خواروندم. اما به قول همسرم بالاخره دوزاری زیر پلنگه و کار ما سختی‌‌های خودش رو داره.

بار انقدر گرونه که خودم خجالت می‌کشم به همکارها قیمت بدم.

  1. برای تولید محتوای شبکه‌های اجتماعی هم با برادرم صحبتهایی شد و قراره که کارهایی انجام بدیم.
۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
این مطلب در مجموع ۲۵ بار و امروز ۱ بار مشاهده شده است.
.
FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!
  • ۸۰
  • شبکه های اجتماعی و سایتم | توانایی های فردی و آموزشی

متن دیدگاه‌ها

Subscribe
Notify of
guest
6 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
سعید کاظمی
4 روز پیش

عمو من هم تو کار عمده فروشی ادویه و گیاهان داروئی هست . بیشتر از کل کشور جمع می کنه برای صادرات به پاکستان و بالعکس ، هرموقع خانه اش میریم . عجیب ترین دمنوشهائی که فکر کنید .درست میکنه . تو کارگاهاش هم که میری . یک روز می بینی . گل ختمی دارن بسته بندی می کنن. فرداش هم اسفنج یا گوجه خشک ،

تهرانیان
4 روز پیش

مگه گاو زبان چنده؟

طاها منفردپور
4 روز پیش

فکر می کردم فقط گزنه خارش و سوزش داره از گل گاو زبان با این کمالات آزار و اذیت اصلا” توقع نمی رفت .

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    6
    0
    Would love your thoughts, please comment.x
    ()
    x