روز دوازدهم-

نویسنده :

امروز بعد از چهار روز تونستم ۲ ساعت درس بخونم.

ولی همه چارت های برنامه م قرمز هستن… خیلی عقب افتادم

سرپرست کار قبلی تماس گرفت. باز همون داستان های تکراری کار اون کارگاه. گفت دو روز بیا این کارها رو  جمع کن

وقتی فهمید مریضم گفت اینجا روی امدن تو حداقل ماهی ۴ روز حساب کردن. تا چند ماه بیا که تیم جدید کار رو دست بگیره

اگه مریض نبودم واقعا با کله می رفتم…. باز هم سرویس های اضافی به سیستم مریض شون ارائه میدادم و باز از برخوردهای مریض گونه شون که فقط برای پوشوندن بی سوادیشونه حرص می خوردم و باز سرزنش می کردم خودم رو

این کرونا هم عدویی شد سبب خیر! 

هم اونا و هم من قطعا مطمین شدیم دیگه به اونجا بر نمی کردم.

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
این مطلب در مجموع ۲۰ بار و امروز ۱ بار مشاهده شده است.
.
FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!

    متن دیدگاه‌ها

    Subscribe
    Notify of
    guest
    1 دیدگاه
    قدیمی ترین
    جدیدترین بیشترین رای
    Inline Feedbacks
    مشاهده همه دیدگاه ها
    سعید کاظمی
    27 روز پیش

    انشالله زودتر بهبودی حاصل بشه . با تمام توان برگردی ، شما خیلی با جرات و نترس هستی که کارت را رها کردی . در اینده این داستان را به عنوان روزهای شروع موفقیت خودت خواهی گفت .

    ضبط پیام صوتی

    زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

      1
      0
      Would love your thoughts, please comment.x
      ()
      x