صدمین نوشته…

سلام.

امروز صبح و بعدازظهر برنج خریداری شده مشتری رو آماده کردیم و فرستادیم براشون. دست تنها بودم و نه فرصت شد به کارای بانکی برسم نه تونستم سراغ خریدار برم.

صد روز نوشتم، با اینکه بخش خیلی زیادش تکراری بود ولی بعید بود ازم این همه نوشتن.

آینده روشنی پیش روی همه ماها باشه ایشالا.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
این مطلب در مجموع ۱۴ بار و امروز ۱ بار مشاهده شده است.
.
FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!
  • ۱۰
  • محصولم
Subscribe
Notify of
guest
6 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
فرشید رمضانی
27 روز پیش

واقعا کار بزرگ و سختی هست مسعودجان و از عهده همه بر نخواهد اومد. تعهدی هست که آدم با خودش میذاره و خیلی چیزهارو برای آدم جا میندازه.
امیدوارم رغبت و حوصله داشته باشی و ادامه اش بدی( به هر شکلی که مایل هستی).
چون من و شما با هم کار زیاد داریم :))

نرگس
27 روز پیش

موفق باشید

تهرانیان
26 روز پیش

تبریک اقا مسعود

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    6
    0
    Would love your thoughts, please comment.x
    ()
    x
    اسکرول به بالا