پنجاه و ششمین نوشته…

نویسنده :

سلام به همه.

امروز هم یه چند ساعت مشغول تبدیل شالی کشاورزا بودیم و بعد هم مشغول کارای ریز و درشت توی کارخونه بویدم.

نزدیکای ظهر نشستم یک ساعتی کتاب خوندم.

خرید و فروش هم که تعطیل بود به خاطر آخر هفته.

بعدازظهر بلاخره کار اطلاعات مشتری رو تموم کردم و حالا مونده ور رفتن با اکسل. گفتم حالا یه ۴تا جدول بکشم ببینم چجوری میشه مدیریتیش کرد داستانو که یهو دیدم ساعت شده ۱۰ شب.

هیچی دیگه کار امروز ما شد همین

شبتون بخیر باشه.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۳ رای
این مطلب در مجموع ۱۹ بار و امروز ۱ بار مشاهده شده است.
.
FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!

متن دیدگاه‌ها

Subscribe
Notify of
guest
5 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
bahmansh
9 روز پیش

به به چه تصویری، چه برنجی

سعید کاظمی
8 روز پیش

متن های شما خیلی حس و حال خوبی داره . همین ها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بزارین . همین حس و حال را

فرشید رمضانی
8 روز پیش
پاسخ به   Masoud

همیشه کاری را انجام بدید که عاشقش هستید. ولی اگه بخشی در بیزینس شما هست که خیلی براتون سود داره ولی دوسش ندارید، یه نفرو استخدام کنید که عاشق اون کار هست تا براتون انجامش بده.:)

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    5
    0
    Would love your thoughts, please comment.x
    ()
    x