بایگانی‌ها

لیدرمارکتر انجمن ها مرحله اول | کسب و کار مستقل چقدر از تغییر میترسید؟ تجربه ای داشته اید؟ پاسخ به: چقدر از تغییر میترسید؟ تجربه ای داشته اید؟

#246855
عالیه
مشارکت کننده
امتیاز: 51,367

اینجا کامنت بقیه بچه ها رو که خوندم دیدم تنها من نیستم که از قضاوت و سرزنش بقیه می ترسم.
کاش توی ایران تراپی خیلی جدی تر گرفته می شد. اونقدر تجربیات کودکی روی روانمون تاثیر گذاشته که امروز هرچقدر عمیق تر میشم میبینم خیلی از این ترس ها بخاطر یه سری اتفاقات ساده توی کودکیم بوده.
من تا حدودی خیاطی بلدم اما همیشه ترس از خراب کردن دارم. در ابتدا مدت زیادی درگیر انتخاب مدل میشم. بعد فکر کردن به روش های ترسیم الگو که کدوم متد رو انتخاب کنم. موقع برش زدن همش با ترس برش می زنم از این که یه وقت اشتباه نبرم و جای اصلاح داشته باشم و لباس هام همیشه پارچه هام کلی اضافه داره همه جاش. بارها و بار ها پرو می کنم و میدوزم و میشکافم و دوباره می دوزم.
جالب اینجاست به سختی هم به یه خیاط دیگه اعتماد می کنم که لباسم رو بده که بدوزه.
همیشه همه کارهام رو تا جایی که بتونم خودم انجام میدم و برون سپاری ندارم و می دونم که این اشتباهه و از سرعتم می کاهه ولی از طرفی هم باعث میشه که توی هر زمینه ای بخوام مهارت پیدا کنم و به نوعی آچار فرانسه هستم اما توی هیچ زمینه ای اعتماد به نفس کافی رو ندارم. همیشه می ترسم از انجامش. توی کارم پیشرفت نمی کنم چون خودم از سطح کیفی کار ناراضی هستم . در حالی که میبینم بقیه همکارام با مهارت خیلی کمتر کارهای بزرگی رو قبول می کنن و من نمیتونم خودم رو راضی کنم که همچین کاری رو با این کیفی برای بقیه انجام بدم چون اشتباهاتشون رو میبینم و میدونم این نقشه یا طرح نما ایراد داره و همین مسائل مانع پیشرفتم میشه.
موضوعات خیلی زیاده و همه چی رو نمیشه اینجا گفت. یکی از بچه ها گفته بود که چندین بار شکست خورده و به زندگی کارمندی برگشته و وقتی همسرش ازش حمایت کرده و بهش دلگرمی داده تونسته که به کارش ادامه بده و به موفقیت برسه. منم همیشه اون حس نیاز به حامی رو داشتم و تا به امروز برنامه هام رو عقب انداختم تا روزی که ازدواج کنم و برم خونه خودم و دیگه لازم نباشه که به خونواده در باره برنامه ها و تصمیماتم پاسخ گو باشم و همین که به همسرم درباره افکار و برنامه هام بگم کافیه. اما در نظر بقیه من با این افکار شبیه یک انسان وابسته و عشق ازدواج دیده میشم. در حالی که من فقط حمایت روحیش رو نیاز دارم و میدونم که خودم به تنهایی از پسش بر میام. افکارم خیلی شلوغه. زیاد نوشتم. چون 24 ساعت تنهام همش توی سرم دارم با خودم حرف میزنم و یهو اینجا فوران کردن.
ممنون بابت همه چیز.

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است