بایگانی‌ها

لیدرمارکتر انجمن ها مرحله اول | کسب و کار مستقل شما استقلال را چطور تعریف میکنید؟

آخرین بروزرسانی توسط فرشید رمضانی 1 سال، 8 ماه پیش
‏‫19 صدا
32 پاسخ
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #230724
      فرشید رمضانی
      مدیرکل
      امتیاز: 23,726,134

      چه زمانی فکر میکنید به استقلال رسیده اید؟  فقط رفع نیازهای مالی کافیه؟ نیازهای مالی اصلا یعنی چی؟ مگه محدودیتی داره؟

    • #230761
      saeedsam
      مشارکت کننده
      امتیاز: 788,079

      من فکر میکنم وقتی به استقلال رسیدم که بتونم طوری که خودم دوست دارم و تشخیص میدم زندگی کنم. یعنی اینکه اصول خودم رو برای زندگی داشته باشم و بتونم بر اساس اونها عمل کنم. بنابراین فکر می‌کنم برای من صرفا رفع نیازهای مالی کافی نیست و باید اثرگذاری، صداقت، ارتباط موثر، دیده شدن و توجه و معنی هم وجود داشته باشه.
      در مورد اون بخش سوال که پرسیدن نیازهای مالی چی هست به نظرم هر کسی برای خودش حد و اندازه اش رو تعریف میکنه. برای من داشتن داشتن خونه، حمایت از نیازهای خانواده‌ام و تا حدی کمک به دیگران تو جامعه کفایت می‌کنه. یعنی تا اینجاش به نظرم لازمه برای اینکه آرامش نسبی داشته باشم. بعد از این آیا متوقف میشم؟ نه این طور نیست. بعد از این برای من به معنی رشد هست. یعنی مثلا دوست دارم اثرگذاریم تو جامعه و محیطی که زندگی می‌کنم رو با توانمندسازی آدم های مختلف و خودم ادامه بدم. کارآفرین باشم و کمک کنم آدما زندگی خوبی داشته باشن و عزت نفس و سلامتشون رو حفظ کنند و ازش مراقبت کنند.

      • #230767
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        جالبه که در عین حال که از استقلال خودتون حرف میزنید تقریبا در همه موارد دیگران را هم در نظر گرفته اید. حتی وقتی میخواهید اصول خودرا داشته باشید اثرگذاری، صداقت، ارتباط موثر و … هم برایتان مهم هست که اینها فقط در ارتباط با دیگران معنی دارد. استقلال مالی را در اتفاقات رویایی و آنچنانی نمیبینید و همون رفاه و آرامش نسبی برایتان کفایت میکند. در واقع حس میکنم حرص و طمعی برای پولی که بخواد به هر قیمتی و با زحمت بیش از حد متعارفی بدست بیاید ندارید.
        به نظرم میتونه اخلاق ها و رفتارهای مناسبی برای یک کارآفرین باشه. اصلا ما دوست داریم کافرما و کارآفرین باشیم چرا که نمیتوانیم به همه حرفهای گاهی نه چندان درست دیگران خودمونو وفق بدیم و با روحیاتمون سازگار نیست.
        البته به نظرم کمی بیش از نیازهای روزمره و متداول هم به کسب درآمد فکر کنید هیچ عیبی نداره. مواردی مثل تورم، فرصتهایی که اکنون از اون خبر نداریم، اتفاقات پیش بینی نشده و از این قبیل، گاهی این کار را اجتناب ناپذیر میکنه.
        براتون آرزوی موفقیت میکنم و در خدمتتون هستم.

    • #230789
      yasan
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,158,888

      من استقلال رو در همه چیز داشتم نمیبینم. استقلال رو در استفاده از امکانات موجود برای پیشبرد اهداف و پیشرفت میبینم. این امکانات موجود هم صرفا متعلقات به خودم نیست. میتونه سرمایه یکی باشه یا تجربه دیگری. درواقع استقلال رو وقتی میبینم که بتونم ار هر چیزی در جای درستش استفاده کنم. مثلا میشه از اینترنت محل کار برای بازی و نت گردی استفاده کرد یا میشه برای استفاده از همین دوره استفاده کرد. اینکه استفاده درست چیه برای مستقل شدنه.

      • #230796
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        نکته مهمی هست که از شرایط و امکانات موجود چطور استفاده کنیم. در واقع شما میفرمایید اگر این امکان به شما داده بشه که از هر چیز بسته به سلیقه خودتون استفاده کنید یک نوع استقلال هست.
        ممنون

    • #230828
      Masoud
      مشارکت کننده
      امتیاز: 4,992,772

      سلام.
      در مورد سوال اولتون به نظر من یه نفر زمانی میتونه بگه مستقله که وقتی برای خودش و داشته‌هاش تصمیمی میگیره بتونه اتفاقات بعدش رو چه خوب و چه بد خودش بدونه کمک دیگران کنترل کنه و حل و فصل کنه.
      در مورد سوال دومتون به نظرم ابتدایی‌ترین عنصر مستقل موندن تامین موندن از نظر مالیه و البته خیلی هم مهمه چون همونقدر که رفع نیاز مالی میتونه به شخص این اعتماد بنفس و انگیزه رو بده که به سمت استقلال تو حوزه‌های دیگه بره، به همون اندازه هم رفع نشدنش به راحتی میتونه استقلال طرف رو به حاشیه ببره.
      همونطور که آقا سعید گفتن هرکسی یه تعریفی از “نیاز مالی” داره. شاید برای من اونقدری که باعث رفاه بشه کافی باشه ولی برای یه شخص دیگه داشتن درآمد نجومی و داشتن چندتا خونه و کارخونه و ماشین و ووو کافی نباشه.
      و در آخر، نیاز مالی و محدودیت؟!! فک کن سعی کنی آبکشو پر آب کنی مگه میشه😅

      • #230834
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        سلام
        بله استقلال مالی واقعا در بقیه موارد هم تاثیر خیلی زیادی داره . بطور کلی پول و تمکن مالی، یک نوع قدرت هست که ازش میشه برای پیشبرد اهداف از جمله مستقل بودن در همه زمینه ها استفاده کرد. همونطور که اشاره کردید به نظرم چون تعریف استقلال مالی برای هرکس مبفاوت هست، هیچ عیبی هم نداره اگه آدم براش سقف در نظر نگیره و هرچه میتونه درآمد بیشتری داشته باشه. تا اونجا که به کسی لطمه ای وارد نشه هیچ عیبی نداره.
        حتی در مواقعی میبینید کسی که میتونه درآمد بیشتر و مدیریت بهتری روی مسائل مالی داشته باشه، در بقیه ابعاد زندگیش هم موفق تر و مستقل تر هست..
        این جمله هم که کسی بتونه مسئولیت کارهایی که میکنه را به عهده بگیره و کنترل کنه مستقل هست، خیلی جالب بود و یادم میمونه.
        ممنون

    • #230837
      bahmansh
      مشارکت کننده
      امتیاز: 9,705

      استقلال مالی شاید مهمترین عامل در خواست ایجاد یک کسب و کار مستقل باشه ولی همه چیز نیست چون اگر فقط هدف کسب درآمد مستقل باشه خب کار برای دیگران هم تا حدودی میتونه این مهم رو فراهم کنه. مشاغلی با در آمدهای چند ده میلیون تومن هم وجود داره که خودم لااقل اگر برای دیگران کار کنم میتونم از اون درآمدها برخوردار باشم ولی بهشون نه گفتم و کسب و کار خودم رو در سال 96 راه انداختم. سالها پیش سال 82 هم میخواستم همینکارو بکنم ولی با اولین شکست و نداشتن یک مشوق درست عقب کشیدم. سال 89 هم این مساله تکرار شد ولی در 96 با انگیزه های زیر شروع شد:
      1) ترس از عاقبت کارمندی 2) دیدن سودهای هنگفتی که به کارفرما میرسوندم و حتی ریالی در اون شریک نمیشدم! 3) عدم امنیت کافی شغلی 4) انگیزه اصلی: ساختن برای ماندگار شدن، چیزی از خود داشتن چیزی که بشه بهش افتخار کنم و بگم اینو من ساختم. این کار منه و دمم گرم.

      شاید استقلال مالی در کنار استقلال فکری و اون چیزی که خودم میخوام ایجاد کنم تعریف اصلی ترین فاکتورهای استقلال باشه برای من

    • #230842
      نرگس
      مشارکت کننده
      امتیاز: 2,181,897

      از نظر من استقلال فقط از لحاظ مالی تامین نمیشه. شاید یکی از قویترین ستونهای استقلال باشه ولی درکنارش استقلال تو موارد دیگه هم مهمه. مثل استقلال فکری و تصمیم گیری. برای من جدای از استقلال مالی، استقلال در تصمیم گیری هم مهم هست. اینکه خودم برای آینده، زندگی، ساعت کاری و … تصمیم بگیرم. اما مسلمه که اگه استقلال مالی نباشه، خیلی نمیشه بقیه استقلالارو برپا کرد‌. برای من مهمه کسب و کار خودمو داشته باشم چون بقول معروف میخوام خانوم خودم و آقای خودم باشم.

    • #230852
      ebr
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,721,521

      سلام و درود
      از خوندن پاسخ دوستان لذت بردم و شاید نظری که میدم بخشیش تکرار حرفاشون باشه
      در تعریف من استقلال شخص ابعاد مختلفی داره ولی خب اگر بخوام تو یه جمله بگم که همه ابعاد رو در بر بگیره میگم استقلال یعنی شخص بتونه خودش تصمیم گیرنده نهایی باشه و اگر جایی گیر کرد از هر لحاظ از پس خودش بربیاد. گیر کردن مالی هست، جانی هست، مشکلات اجتماعی و خانوادگی هست و باقی موارد.
      من دوست دارم انقدر مستقل باشم که بتونم به تنهایی رو پای خودم بایستم به هر لحاظ
      قدرت تصمیم گیری و مسئولیت پذیری کامل از ارکان مهم استقلال هستش به نظرم.
      به لحاظ مادی هم من خیلی دوست دارم درآمد رو روزافزون کنم ولی دوباره بیارمش تو چرخه کار
      برام مهمه ماشین خوب داشته باشم ولی مهم نیست آخرین سیستم باشه به جاش دوست دارم کارم رو توسعه بدم و به جای 10نفر 20 نفر رو داشته باشم.
      من واقعا دوست دارم جدای رفع نیاز اولیه برای پول کار نکنم
      یعنی کار کنم چون دوست دارم ارزشی رو خلق کنم برای خودم نه اینکه حرص طمع پول بیشتر رو داشته باشم. حقیقتا پول خوبه بر منکرش لعنت ولی برای پول کار کردن از یه جایی به بعد واقعا مرضه

    • #230856
      فاطمه
      مشارکت کننده
      امتیاز: 178,304

      سلام
      راستش توضیح دقیقی نمی تونم بدم
      فقط می دونم استقلال از نظر من میشه یه آزادی بی محدوده
      از نظر مالی ینی اونقدر پول داشته باشی که بتونی راحت ایده هات رو اجرایی کنی و خرید کنی
      و از نظرهای دیگه ینی آزادی و تسلط روی همه چی
      مثلا روی زمان!
      همین:)

      • #230873
        ebr
        مشارکت کننده
        امتیاز: 1,721,521

        اینم تعریف خوبیه

    • #230883
      تهرانیان
      مشارکت کننده
      امتیاز: 2,757,952

      سلام
      شرمنده که نمیتونم جوابم به این سوال کلی رو مختصر عرض کنم
      به نظرم برای زندگی اجتماعی استقلال صد در صد وجود نداره و ادم توسط پارامتر های متفاوتی مثل خانواه و دوستان، عرف و قانون، کارفرما و کارمند و کارگر، سرمایه و پس انداز و جریان مالی و …. محدود میشه و هرکدوم اینا زیرشاخه های خودشون رو دارن .
      حالا اگر کل ظرف استقلال رو صد قسمت در نظر بگیری، هر چه تعداد پارامتر ها بیشتر بشه تاثیر هر کدومشون می تونه کاهش پیدا کنه .
      اینطوری نهایتا آدم اجتماعی ای که توسط 5 تا نهاد محدود می شه از آدمی که توسط یه نهاد محدود میشه مستقل تره ، چون آلترناتیوای بیشتری داره .
      یعنی هر چی درگیر تر باشی مستقل تری برای همین یه مدیرعامل هزارتا بدبختی داره اما مستقل تصمیم می گیره .
      درکل استقلال به معنی راحتی نیست حتی برای هواداراش

      • #230884
        bahmansh
        مشارکت کننده
        امتیاز: 9,705

        اتفاقاً منم دیروز داشتم به همین موضوع فکر میکردم که اصلاً کسب و کار مستقل چه تناقضی هست در اسمش. اساساً کسب و کار که نمیتونه خودش مستقل باشه و اتفاقا هرچقدر بیشتر روابط و درگیری داشته باشه باید موفق تر هم باشه عملاً مثلاً من باید مواد اولیه از جایی بخرم بعد تولید کنم و بفروشم پس هم به فروشنده مواد اولیه و هم ترابری اون وابسته م هم به مشتری. ولی خب شاید به من صاحب کسب و کار استقلال مالی، فکری، تصمیم گیری و … بده شاید این براش تعریف بهتری باشه که کسب و کاریست که با استقلال تصمیم و منابع مالی میتونه موهبت های این چنینی به صاحبان اون اعطا کنه

      • #230886
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        سلام و ممنون از توضیحاتتون.
        به به … دقیقا من روی این مطلب همیشه با اطرافیانم بحث دارم که اتفاقا مستقل بودن به معنب منزوی بودن و اجتماعی نبودن نیست، بلکه روابط بیشتری را باید مدیریت کرد. کودگی که با والدینش به مهمانی میره چون استقلال نداره همان کارهایی را انجام میده که بهش دیگته میشه. ولی وقتی بزرگتر شد، با میل خودش در جمع هایی حضور یدا میکنه که اونها را دوست داره، پس جرف های بیشتری هم برای گفتن داره و اتفاقا این استقلال بهش کمک میکنه با اجتماع بیشتر در ارتباط باشه.
        شما این موضوع را خیلی واضح و البته کارشناسانه تر مطرح کردید. بله واقعا مستقل بودن به معنای راحت بودن و اینکه هرکاری دلت خواست بکنی نیست، به مفهوم تصمیمات درست در چهارچوب اجتماع گرفتن هست.
        خیلی ممنون

    • #230885
      نسيم هاشميان
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,910,964

      من استقلال رو داشتن کسب و کار با محوریت خودم نمی‌بینم، از اونجایی که کسب و کار من خانوادگی هست و رسته‌های زیادی ازش منشعب میشه، استقلال رو در مدیریت بخش مورد علاقه ی خودم می‌بینم و میخوام و که در نهایت به بزرگتر شدن و قوی‌تر شدن کسب و کار خانوادگیمون منجر بشه

      • #230888
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        خب این نظر خیلی ارزشمندی هست و اصلا کارآفرینی با خودمحوری یکسان نیست. قطعا اگر هرکسی در بخش مورد علاقه خودش بهترین باشه، همه مجموعه رشد میکنه…. البته بهترین شیوه این هست که بقیه مدیرها هم علاوه بر بخش خودشون، از دیگر بخشها هم تا حدی سررشته داشته باشند و از تیپ مدیریتی های متفاوتی هم باشند که حتما در آینده نزدیک درباره اش بیشتر صحبت میکنیم.

    • #230925
      بهار
      مشارکت کننده
      امتیاز: 186,467

      برای من استقلال یعنی کنترل زمان دست خودم باشه! متاسفانه بخاطر حجم کار خیلی از زمان‌هایی رو که دوست دارم برای کارهای دیگه یا یه کلاس یا ورزش بزارم از دست میدم و این خیلی نا امیدم میکنه! دلم میخواد بتونم کارم رو جوری مدیریت کنم که مجبور نباشم ساعت طولانی کار کنم و بتونم به جنبه های دیگه زندگیم بپردازم.

    • #231057
      محمدحسین
      مشارکت کننده
      امتیاز: 456,935

      فعلا نظری ندارم

      • #231060
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        خوشحالم که در جمعمون هستید

    • #231124
      آرزو
      مشارکت کننده
      امتیاز: 590,211

      استقلال داشتن از نظر من، زمانی ایجاد میشه که به شرایطی برسی که بتونی به تنهایی و با نحوه ادراک خودت، زندگیت رو جلو ببری و واسه نوع زندگیت و برنامه هات، قدرت تصمیم گیری داشته باشی. استقلال، یعنی مجبور نباشی برای تک تک کارهایی که می کنی به دیگران توضیح بدی؛ مجبور نباشی برای همه چیز از دیگران کمک بخوای؛ استقلال، یعنی شرایطی که همه چیزت به وجود دیگران، وابسته نباشه. مسلما یکی از شرایط اولیه برای مستقل شدن، داشتن استطاعت مالی هستش، اما استقلال فکری شاید حتی از استقلال مالی هم مهم تر باشه. بنابراین، استقلال، به نظر من، داشتن قدرت تصمیم گیری بر مبنای علائق و سلائق خودته. البته این موضوع به هیچ وجه، نقض کننده بهره گیری از کمک و مشورت کردن با دیگران نیستش، چون در اغلب مواقع، خرد جمعی نسبت به خرد فردی، نتایج بهتری رو ایجاد می کنه.
      در مورد محدودیت نیازهای مالی هم میشه گفت، نه محدودیتی وجود نداره. چون در واقع سطح خوشبختی و حس رضایت در افراد مختلف، متفاوته و حتی در افراد یکسان هم در گذر زمان، دچار تغییر میشه. برای مثال، وقتی من خودرویی بخرم شاید در اون زمان، سطح خوشبختی و رضایتم عدد 8 بشه، ولی بعد از مدتی که برام عادی بشه، این عدد میتونه به 6 برسه، و شاید با خرید یک خودروی بهتر یا خرید یک خونه یا رفتن به یک سفر دور دنیا، سطح خوشبختی و رضایت من دوباره به عدد 8 برگرده. لازمه همه کارها، داشتن پول و درآمد هستش، بنابراین پول و درآمد میتونه سطح رضایت رو بالا ببره، اما نمی توونه تو همون نقطه نگهش داره، بنابراین محدودیتی تو زمینه مالی وجود نداره و نمیشه گفت اگر فلان قدر درآمد داشته باشم، کلیه نیازهام برطرف میشه.

      • #231127
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        من اینطوری متوجه شدم که هم استقلال و هم لذت از استقلال نسبی هست. یعنی شاید من با شرایظی که مثلا سالها پیش احساس استقلال کردم و لذت بردم شاید دیگه نباید لذت ببرم و اونو ارتقا بدم.
        یعنی بذارید اینجوری بگم، اگه من هنوز دارم از شرایط ده سال پیشم با همون کیفیت لذت میبرم، پس حتما نتونستم سطح توقعات و نیازهای خودمو ارتقا بدم… درسته؟

        • #231129
          آرزو
          مشارکت کننده
          امتیاز: 590,211

          درسته. کلا به نظر من آدمیزاد طوری آفریده شده که نمیتونه در بلندمدت و به صورت همیشگی، از یه موضوع ثابت و تکراری لذت ببره و اگر با عنصر تغییر و تنوع اونو مخلوط نکنه و ارتقاش نده، حس رضایتش به شدت افت می کنه. به نظرم اگر همچین خصیصه ای در انسان وجود نداشت، احتمالا ما همچنان غارنشین مونده بودیم، چون از همون شرایط لذت میبردیم.
          حالا این موضوع در مورد حس استقلال یا هر چیز دیگه ای میتونه صدق کنه. مثلا بچه در 10 سالگی وقتی بدون مادر و پدرش بره مدرسه، ممکنه احساس استقلال کنه و لذت ببره، در 20 سالگی وقتی تنها بتونه بره مهمونی، در 30 سالگی وقتی تنها بره مسافرت و … . مشخصا در 40 سالگی از تنهایی مهمونی رفتن، حس استقلال نخواهد داشت.
          این موضوع در مورد درآمد و کسب و کار هم برقراره. باز اگه بخوام دقیق تر با مثال بگم، مثلا تو 25 سالگی احتمالا با داشتن یه شغل کارمندی، شخص ممکنه احساس استقلال مالی داشته باشه، ولی همون آدم (که خودم باشم) در 33 سالگی ممکنه کارمند بودن براش حکم بردگی رو داشته باشه

          • #231130
            فرشید رمضانی
            مدیرکل
            امتیاز: 23,726,134

            چه جالب… بله کاملا درسته و برای هممون ملموس هست. پس ارتقای استقلال هم خودش یک مهارت محسوب میشه.
            خیلی ممنون.

    • #231182
      BB
      مشارکت کننده
      امتیاز: 871,844

      سلام. من دنبال این هستم که استقلال رو بیارم به هر جزء زندگیم. استقلال در رأی، استقلال در جهان بینی، در انتخاب، در تصمیم گیری، در نوع حرف زدن و حتی مدل خندیدن. استقلال یعنی حتی اگه مدیر باشم شیوه مدیریتم مال خودم باشه و تقلیدی از مدیران موفق نباشه. بصورت استقرایی میشه فهمید که هر کسی که موفقه و پولداره، شخصیت مستقلی داره و به شیوه ی خود موفقه و پولداره و … .
      شخصیت مستقل برای من اول گامه.

    • #231235
      طاها منفردپور
      مشارکت کننده
      امتیاز: 6,346,089

      سلام ، من مثل اینکه خیلی دیر اومدم ، امیدوارم که لااقل ته دیگ بحث به ما برسه .
      به نظر من با توجه به اینکه انسان دارای زوایای شخصیتی و وجودی مختلفی است ، استقلال در انسانها هم دارای شاخه ها و مراتب متفاوتی است .مثلا در زمینه نیازهای مادی زندگی ما محتاج استقلال مالی ، برای پوشش افکار و آرمانها نیازمند استقلال فکری و برای ارضاء تمایلات شخصیتی نیازمند استقلال هویتی وشخصیتی هستیم و ….. . با عنایت به رده بندی نیازها بنابراین یکی از با اهمیت ترین استقلالها ، استقلال مالی و به طور خلاصه قدرت تصمیم گیری مستقل در زمینه رفع حوائج و نیازهای مادی زندگی از قبیل خورد و خوراک و مسکن و تفریح و …… می باشد ، چرا که تامین شدن انسان در این مرحله ، اجازه می دهد که بتوان به چیزهای متعالی تر از قبیل پرورش افکار و آرمانها و رشد ایده ها ، فکر و اقدام کرد . ( هر چند که با توجه به درهم تنیدگی ابعاد مادی و معنوی انسانها ، جمیع ابعاد با یکدیگر با نسبتهای مختلف رشد و حرکت می کنند ) حال می شود دید می توان برای استقلال مالی زندگی کارمندی را انتخاب کرد ، ولی یک کارمند هر چقدر دارای درآمد بالایی باشد نمی تواند استقلال هویتی و شخصیتی بالا و نامحدودی داشته باشد چرا که همواره یک فرمانپذیر است چه از افراد مافوق خود و چه از شوراها و قانونها و ….. .
      برای جلوگیری از اطاله کلام به صورت خلاصه می گویم که به نظر من ، کار آفرینی یکی از بهترین راههایی است که می تواند ما را به جایی برساند که حداکثر استقلال مالی را داشته باشیم ، در حالی که می توانیم از لحاظ شخصیتی و فکری هم مستقل باشیم ، چرا که یک کارآفرین می تواند خودش فکر کند ، خودش تصمیم بگیرد و خودش اقدام کند ، بی اجازه از دیگران . ( البته با توجه به اینکه در زندگی اجتماعی همه استقلالها محدود به منافع عامه است )
      حال میزان این استقلالها چقدر باید باشد ؟ بستگی به خودمان دارد ، چقدر از دنیا بخواهیم و چگونه فکر کنیم ، برای عده ای میزانی آرزوست که افرادی با داشتن بیشتر از آرزوی آنها از پوچی و بی هدفی خودکشی می کنند . انشاءالله این دوره به ما یاد بدهد که ظرف فکری خودمان را بزرگ کنیم تا بتوانیم زندگی و اجتماعی بهتر بسازیم .
      روزهای خوبی پیش رو داشته باشید.

      • #231245
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        سلام و خیلی خوش اومدید… اصلا همه کارآفرینی در همون ته دیگ کار خلاصه میشه:)
        چقدر جالب و جامع و از زوایای مختلف بحث رو پیش برده بودید. جدا از نکاتی که میشد ازش یاد گرفت، آدم یه وقتهایی یه چیزهایی را بلده ولی با یک ادبیات و منطق جدید و جالب که میشنوه بیشتر لذت میبره و من واقعا از استدلال هاتون لذت بردم.
        اینکه میزان استقلال چقدر باید باشه؟ نقش کارآفرینی در استقلال، نقش تامین مالی در تکامل بقیه ابعاد زندگی و … از این دسته موارد بود.
        برام خیلی جالب بود که دغدغه های مشترکی داریم و واقعا بزرگتر شدن ظرف فکری برای زندگی فردی و اجنماعی یکی از تلاش های من در این دوره هست که البته دوطرفه هست. در واقع من بحث را آغاز میکنم و بعد یک عالمه ازتون یاد میگیرم.
        آقا خلاصه بگم، خیلی خوشحال شدم از آشناییتون و حضورتون.
        ممنون

    • #231537
      bahman esmaily
      مشارکت کننده
      امتیاز: 447,751

      سلام
      استقلال برای من وقتی معنی پیدا میکنه که بتونم مولفه هایی که تو زندگی من دخالت دارن و به من قدرت میدن رو طبق پیش بینی آینده به راحتی جهت بدم تا به رشد مورد انتطارم برسم و اگه هر اتفاق یا اتفاقاتی من و غافلگیر کرد همه داشته هام رو تحت تاثیر قرار نده… (نظر من فعلا اینه ممکنه با دانسته های جدید نظرم عوض بشه)

    • #232471
      سعید کاظمی
      مشارکت کننده
      امتیاز: 4,633,500

      سلام بر دوستان فرهیخته .
      استقلال از نظر من خیلی پیچیده نیست . اگر ساعت کاری مشخص نداشته باشم . و مجبور نباشم در یک ساعات مشخص در یک محیط برای دیگران کار کنم . اوج رضایت برای من هست . دوم کسب درامد در حدی هست که بتونم خودم و خانواده ام را تامین کنم در حد عالی و بدون دغدعه واقعیتش اونقدر درآمد داشته باشم .که شبهای تعطیل بتونم غذای گرم تهیه کنم و در بین زباله گردهای شهرمون تقسیم کنم و در بلند مدت کسب و کارم انقدر رشد کنه که کمکشون کنم کسب و کاری برای خودشون راه بندازن سوم کسب و کارم به صورت تیمی باشه و در هر ساعت از شبانه روز حتی وقتی من خواب هستم هم برای من درآمد ایجاد کند . و هر کسی از فرزندان و دوستانم را که اهل کار باشه بتونم در تیم کاری خودم با اولویت پرداخت پورسانت و در نهایت حقوق ثابت اضافه کنم .الان که در پایان ماه به ۶ خانواده به جز خانواده خودم درامد میریونم لذت زیادی داره ..چهارم عاشق جهانگردی و کشف جاهای جدید هستم. سالی بتونم و تا سفر خوب داخلی یا خارجی داشته باشم

    • #232716
      Raahi.prv
      مشارکت کننده
      امتیاز: 170,052

      سلام به دوستان عزیز.
      نظرات رو خوندم و اونقدر دوستان جامع و کامل و از دیدگاه های مختلف بیان کردند که تقریبا صحبت خاصی نمی تونم داشته باشم. به نظر من استقلال داشتن در برهه های مختلف زندگی یک فرد معانی مختلفی می تونه داشته باشه اما وجه مشترک این استقلال در همه زمان ها پذیرفتن عواقب استقلال داشتن هست. وقتی من استقلال فکری دارم پس این رو هم میدونم که هر تصمیم و فکری که داشته باشم، مسيولیت ش با شخص من هست.
      شاید این وجه دشوار استلال باشه که گاهی افراد استقلال نداشتن رو ترجیح میدن. اینکه دیگری براشون تصمیم بگیره یا به جای اونها فکر کنه. در واقع هرقدر دامنه استقلال گسترش پیدا می کنه یا در سطح بالاتری باشه در همون سطح و گستردگی هم باید مسولیت پذیری وجود داشته باشه.
      در مورد استقلال مالی هم میشه به عنوان یک وزنه مهم در تکمیل استقلال فرد در تصمیم گیری ها باشه. هم به جهت اعتماد بنفس و هم به جهت افزایش قدرت عملی که در زمینه های مختلف برای فرد ایجاد می کنه. به هر حال برای من استقلال بیشتر به معنای مسیولیت بیشتر در قبال خودم و دیگران هست و به نظرم خوشاینده و هیچ وقت نمی تونه نهایتی داشته باشه.
      فکر کنم در نظر نوشتن هر مرحله از بقیه دوستان خیلی عقب هستم ولی مزیتش مطالعه نظرات خوبتون هست.:)

      • #232738
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        بله واقعا استقلال داشتن به این معنی نیست که هرکاری دلمون خواست انجام بدیم. استقلال داشتن مسئولیت بیشتری برامون میاره.
        ممنون از نظرتون، هر نظر جدیدی در واقع نظرات دیگران را تکمیل میکنه یا بر اونها صحه میذاره.

    • #233130
      ساناز شاکری
      مشارکت کننده
      امتیاز: 582,315

      سلام… خب پرونده من خیلی عجیب غریبه! شاید من بنا به جبر روزگار مستقل شدم. در واقع گرایش ذاتی م همیشه به وابستگی بوده و برام ارزشه … احساس می کنم وابستگی یک کامفورت زون ایجاد می کنه و انقدر با خودش امنیت میاره که به همه بار منفی ش می ارزه! این هایی که نوشتم فکر کنم کافیه برای اینکه از دوره اخراج بشم. ولی بالاجبار باید مستقل باشم. من هیچ پایگاهی ندارم و مفهوم زندگی برام جنگیدن برای بقا ست. 10 سال در یک شرکت مشاور کار کردم و پله پله اومدم بالا… ولی الان به جایی رسیدم که مطمینم این کار حداقل از حالا به بعد dead end job هست. آشنایی با شما تو این چند ماه به من این جسارت رو داد که استعفا بدم بدون اینکه پلنی برای زندگی کاری سال آینده داشته باشم. این هفته آخرین هفته کاری من تو پروژه ای که 7 سال براش زحمت کشیدم. ولی احساس کردم من انقدر توانایی دارم که با جسارت بگم من دیگه به این کار بر نمی گردم. الان برای من استقلال به این معنی هست که من تعیین کنم کجا، برای چه کسی، با چه شرایطی و با چه دستمزدی کار کنم. دیگه نمی خوام زیر اسم “بخشنامه سازمان مدیریت جهت دستمزد مشاوران” حقوقم و ساعت کارم با چند تا ضریب تعیین بشه!
      ولی هنوز به اون رشدی که شما مد نظرتون هست نرسیدم که بگم کسب و کار خودم. هنوز انقدر مفهوم استقلال برام واقعی نشده که بتونم بدون کارفرما کار کنم.

      • #233138
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        سلام.
        توی زندگیم فقط 2-3 نفر را دیده بودم که وابستگی را به استقلال ترجیح میدادن و اتفاقا استدلال هایی که میاوردن برام قابل درک بود. متوجه اینکه میفرمایید ارزشه هستم.چون برام قبلا کاملا توضیح دادن :)))
        اینکه میفرمایید بعد از آشنایی با بنده این جسارت را پیدا کرده اید خیلی وظیفه و مسئولیتم را سنگین تر میکند و همه تلاشم را میکنم که شرمنده نشوم. مطمئن هستم که اینجا همه دوستان کمک میکنند که جایگاه مدنظر خودتون را پیدا کنید.
        سعی کنید دچار استرس نشوید و با دقت بیشتر در پیرامونتان به دنبال ایده ای بگردید و اجراییش کنید و حتما هم روی کمک همه ما حساب کنید.

شما برای پاسخ به این تاپیک باید وارد شوید.

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است