بایگانی‌ها

لیدرمارکتر انجمن ها مرحله اول | کسب و کار مستقل شما چه روزنه و شکافهایی را سراغ دارید که درآمد شما را هدر میدهد؟

آخرین بروزرسانی توسط فرشید رمضانی 1 سال، 7 ماه پیش
‏‫7 صدا
14 پاسخ
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #233095
      فرشید رمضانی
      مدیرکل
      امتیاز: 23,726,134

      حتما شما هم در ذهنتان مواردی را سراغ دارید که شامل قطار بی صدای ضرر شده و به آن عادت کرده اید. چه در کسب و کار خودتان و چه موارد دیگری  که به ذهنتان میرسه را مطرح کنید تا شاید دوستانتان هم به آن توجه بیشتری کنند و از هدر رفتن درآمدشان جلوگیری کنند.

    • #233104
      سعید کاظمی
      مشارکت کننده
      امتیاز: 4,633,500

      سلام بر دوستان عزیز .
      من سالها هر چی در می آوردم . خرج مسافرت داخل و خارج می کردم . همیشه بابام می گفت . بجای اینکه رفتی 15 روز مالزی و سنگاپور اونقدر خرج کردی . همون پول را با من شریک می شدی .فلان آپارتمان را در تهران می خریدیم . حالا نیاز نبود کار کنی . این حرف را خیلی از دوستانم هم به من می گن . اما من همه عمرم به عرض زندگی اعتقاد داشتم . تا طول زندگی (یعنی یک زندگی با کیفیت در 50 سالگی بهتر از یک ادم 90 ساله هست که از لحظه تولد تا حالا هیچ تفاوتی تو زندگیش نداشته ) اونقدر دیوانه هستم . که با یک گروه غواصی تو قشم آشنا شدم . چهارشنبه قطار سوار شدم .رفتم بندرعباس و صبح با قایق رفتم قشم ، مستقیم خودم را به کمپ غواصی رسوندم . تا عصر با اون گروه غواصی کردم . شب هم تو منطقه قدیمی قشم یک دور زدم و شب تو خونه یک دوست خوابیدم و فرداش برگشتم . اما غواصی زیاد کردم تو دنیا ،اما قشم یک لذت عجیبی داشت .
      همیشه به بابام میگم از سال 1349 داری کار می کنی . قراره کی استراحت کنی و از زندگی لذت ببری . جالبه این دوسال درگیر ساخت یک مجتمع مسکونی بود و واقعا اصلا استراحت نداشت . جالبه تو جمع فامیل هفته قبل گفته بود . من حسرت سعید را می خورم . اما هیچ وقت مستقیم به خودم نمی گه . حالا قول داده بعد کرونا با هم یک هندوستان بریم . چون یکی از آرزهای بابام رفتن به هندوستان هست . من 15 سال قبل با کوله پشتی کل هند را گشتم . اما ایندفعه می خوام ببرمش گوا یا کرالا (زیاد تو ذوقش نخوره )
      نمیدونم این هزینه هایی که تو این 20 سال برای تفریح و مسافرت کردم . هدر رفت پول بوده یا استفاده کردن از پول ،خودم میگم کاش بعضی سفرها را نمی رفتم .

      • #233107
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        نه سعید جان این اصلا ضرر یا هدررفت پول نیست. حتی من معتقدم به بیزینس کمک هم میکنه و از طرفدارن سفر هستم چون ذهن آأم را برای بیزینس بهتر و یافتن ایده ها و یازارهای جدید باز میکنه.( از نگاه بیزینسی وگرنه بسیاری فواید دیگه هم داره)./ قرار نیست ما با خست و خرج نکردن و روش های دیگه پولدار بشیم. قطعا صرفه جویی های موقتی و هدفمند (و گاهی از اجبار) با خساست فرق میکنه و بد نیست مراعات کنیم ولی پول در میاریم که زندگی کنیم. میدونی که این واقعا شعار نیست و یک سبک زندگی هست.

      • #233688
        Kian
        مشارکت کننده
        امتیاز: 1,108,417

        درود بر دوستان عزیز

        نکته ای که از صحبت های فرشید خان من فهمیدم بزرگترین آبکش من در سالهای کاریم نداشتن برنامه مالی و سرمایه گذاری بوده وگرنه زیاد اهل ولخرجی و هزینه های بی جا نبودم. چند سال پیش جایی خوندم که باید با پول مثل سرباز برخورد کنی یعنی اون برای تو کار کنه و موفقیت به همراه بیاره یا به قول فرشید خان مزرعه پول راه اندازی کنی.
        به نظرم بزرگترین مشکل من نوع نگاهم به پول و سرمایه گذاری بوده که یا سرمایه گذاری نکردم یا اینکه در نیمه راه اون را رها کردم. خوب از سال گذشته سعی کردم این رویه را اصلاح کنم.
        البته یکی از سرمایه گذاری هایی که در تمام این سالها انجام دادم و مستمر ادامش دادم سرمایه گذاری بر روی خودم بوده که با شرکت در دوره های مختلف آموزشی و یادگیری نرم افزارها و خوندن کتاب های مختلف انجامش دادم و خدا را شکر ثمره خوبی داشته. اما می تونستم با سرمایه گذاری های مالی درست الان در حاشیه امن بسیار خوبی قرار داشته باشم.

    • #233135
      yasan
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,158,888

      من چون معتقدم پول باید برای من کار بکنه نه من یرای پول. هزینه سفر خرد و خوراک و هرچیزی که حال خودم و خانواده ام رو خوب بکنه ارو هدر رفت نمیدونم. هدر رفت اصلی خود من در بیزینس خرید جنس یا مواد اولیه گران هست که باعث میشه از سودم کاسته بشه. یه حاجی بازاری یکی دوسال پیش به من گفت پسرم سود کاسب تو خریدشه نه تو فروشش.این تو ذهن من موند و تازه فهمیدم این همه مدت اشتباه اصلی کجا بوده. تازگیا دارم سعی میکنم خریدام رو با حداقل قیمت و بالاترین کیفیت انجام بدم کاری که قبلا برام مهم نبود.

      • #233137
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        بله قطعا که خرج کردن پول برای زندگی هدر رفت نیست. هدر رفت اینه که یه همکار داشتیم کارهای ویدئویی انجام میداد، دو سال بود بهش میگفتم بابا این پروژه های افترافکت رو یه طوری نامگذاری کن بتونیم پیداش کنیم. یه شماره تلفن میخواستیم توی تیزر تغییر بدیم سه روز طول میکشید پیداش کنیم. همه اش new folder.
        یه روز صبح با خودم گفتم چه کاریه؟ دو سال بس بود اگه میخواست بفهمه.
        همین رسیدم شرکت باهاش تسویه حساب کردم. از اون به بعد ده دقیقه ای پیدا میکردیمو ویرایش میکردیم.:)

        • #233224
          yasan
          مشارکت کننده
          امتیاز: 1,158,888

          پس لزوما هدر رفت هدر رفت مالی نیست و زمان و انرژی هم به همون اندازه اهمیت دارن؟

          • #233243
            فرشید رمضانی
            مدیرکل
            امتیاز: 23,726,134

            بله خب … وقتی مثلا شما با صرف انرژی در زمان مشخص میتونید درآمد داشته باشید و اون از بین بره در واقع پول از دست داده اید. یا برای بدست آوردن اون وقت و انرژی قبلا پول صرف کرده اید.

    • #233238
      bahmansh
      مشارکت کننده
      امتیاز: 9,705

      خدا رو شکر انقدر روزنه داریم به دو دلیل نوشتنش واسم سخت شده:)))
      یکی اینکه نمیدونم از کجا شروع کنم
      دومی اینکه واقعاً خجالت میکشم از بعضیاش اصلاً
      ولی خب باید نوشت و منتظر باشید که این نوشته ها در این خصوص از طرف من بسیار باشند:

      اولینش اینه که نیروهای انسانی رو به سختی جذب میکینم و به سادگی از دست میدیم. این از دو نقطه به زعم من ایراد داره، یا در جذب یا در نگهداشت.
      در جذب ، اینجوریه که آدم اشتباهی رو استخدام میکنیم، این انسان احتمالا یا از ابتدا انسانی صادق و درستکار نبوده و برای دزدی اطلاعات صرفاً وارد شده مثلاً یا مواردی از این دست یا هر موردی که با نیت قبلی بد اون فرد همراه بوده یا کلاً با نیت بدی نیومده ولی ما به اشتباه جذبش کردیم و اساساً برای سازمان ما نبوده
      دومین مساله اما در نگهداشت هست که مسائل زیادی داره،
      مثلاً در صندلی اشتباهی مینشانیم و طرف رو ناراضی میکنیم یا نمیتونه بهروری داشته باشه پس یا اون میره یا ما باهاش خاتمه همکاری میدیم که بازم اشتباهه.
      یا نمیتونیم معیارهاش رو درست تشخیص بدیم و براش جاذبه ای درست کنیم که برای ما بمونه. این مساله هم جنبه های بیشماری داره:
      1) حقوق
      2) خلق ارزش در سازمان
      3) رتبه و درجه سازمانی
      4) احساس ارزشمندی
      5) مسائل اخلاقی
      6)آموزش
      7) چشم انداز رشد سازمانی
      و …..
      اینا خیلی هستن و خب خیلی وقت میبره به همه بپردازیم ولی همین لعنتی یعنی هزینه ای که هنوز بازگشت سود نداشته از دست میره و عملاً ریختیمش دور و یکی از بدترین روزنه ها وشکافهایی هست که در بسیاری از سازمان ها دیده نمیشه.

      اصلاً شرکت پ که نتونست تو سال 89 منو حفظ کنه خیلیای دیگه رو هم نتونست ، قشنگیش کجا بود؟ اغلب اینایی که ازش زدن بیرون با دیتای اون دارن به مشتریانش میفروشن، من البته اصلاً سمت مشتریان اون نرفتم دلایل زیادی داره ولی دارم میبینم بقیه افرادی که ازش بیرون زدن چه کار کردن. نکته بعدی اینکه ایشون کارمندانی رو که حفظ کرده هم همون داخل نشستن و برای خودشون کار میکنن و از بغل اون دارن خوب میخورن و در واقع ازش میدزدن! این هم یکی از شکافهای بزرگ بسیاری از شرکتهاست که به این راحتی ها دیده نمیشه.

      • #233244
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        یعنی اونقدر این منابع انسانی مهمه که … اونقدر مهمه که خدا میدونه.
        برای همین هم اصلا یکی از پنج رکن بیزینس هست.
        خیلی خوب نوشتید و به موارد خیلی مهمی هم اشاره کردید.
        ممنون

        • #233259
          bahmansh
          مشارکت کننده
          امتیاز: 9,705

          ممنونم
          و سوالی که از دیشب داریم با خانومم بهش فکر میکنیم اینه:
          چطوریه که در شرکتهای بزرگ وقتی داستان هاشونو میبینیم اینجور مسائلی رو نمی شنویم؟ یا نمیخونیم یا نمیبینیم؟
          نمی گن؟ دارن و نمیگن؟ یا ندارن؟ مثلاً گوگل و اپل و مایکروسافت که مهمترین نیروهاشونو سالها علیرغم اختلاف نظرهایی هم که داشتن حفظ کردند چطور تونستن؟ ما در ایران چه میکنیم که نمیشه؟
          ببینید اینکه طرف فقط بزاره بره یه مساله است اینکه طرف بره و با ارتباطاتی که مال شرکت شماست کار کنه یه مساله دیگه
          ما دو شبه داریم خیلی شرکتهایی که میشناسیم رو آنالیز میکنیم.
          یه شرکت معروف و بزرگ رغیب داریم که یه زمانی غول این صنعت بود و جالبه بدونین مدیریتش یکی از قدرترین مدیرانی است که میشناختم و اتفاقاً به شدت خوش قلب، به شدت دستگیر از پرسنل حتی ولی لااقل 10 تا پرسنلش رو میشناسم که از اونجا رفتن، شرکت خودشون رو راه انداختن و مشتریان این رو زدن تو گوشش و بردن! و اینم اصلاً اوضاع مالی شرکتش ریخته بهم و یه وضعیه خلاصه
          در مقابل شرکت “پ” با بداخلاقی حرفه ای خودش و مدیرانش مشهور شده و بازهم نتیجه ش همونه!
          و چندین و چند شرکت دیگه که الان چه با خوش اخلاقی و حقوق خوب دادن و بها دادن به پرسنل چه برعکس یا با هر رویه دیگری که فکرش رو بکنید این وضعیت مشابه داره براش پیش میاد! چرا؟ چگونه؟ و چطور جلوش رو بگیریم؟

          • #233290
            فرشید رمضانی
            مدیرکل
            امتیاز: 23,726,134

            خب البته واقعا منابع انسانی پیچیدگیهای زیادی داره ولی بخوام خلاصه عرض کنم میشه گفت اصل بر این هست: خیلی خیلی خیلی سخت استخدام کنید، به سرعت و به راحتی اخراج کنید.
            چرا سه بار گفتم خیلی؟ چون میگن بهترین حالت استخدام اینه که شما دفعه اول طرف را دعوت کنید دفتر و مصاحبه کنید، دفعه بعد توی یک رستوران قرار بگذارید و دفعه سوم ازش بپرسید کجا راحتی من بیام اونجا؟ در هر کدام از این حالات یک شخصیت متفاوت از او میبینید.
            میدونم که این کار در بسیاری از موارد شدنی نیست ولی در واقع با این حرف اهمیت استخدام مطرح هست.
            نکته دوم اینگه شرکتها یک فرهنگی را برای خودشان تعریف میکنند و با تمام قدرت روی آن پایبند هستند ( که درباره اش صحبت میکنیم). اشخاصی که جذب شده و با آن فرهنگ منطبق میشوند کسانی نیستند که در مثال های شما از آنها یاد شده. مگه خود شما این کارها را کردید؟ اون شرکت طی مصاحبه ها و آزمون ها و مراحل مختلف شمارا پیدا میکنه.
            با همه این احوال چرا، قطعا همه شرکتها این موارد و مسائل را کموبیش و به شکلهای مختلف دارند. فراموش نکنید که خود استیو جابز اخراج شد.

    • #233646
      نرگس
      مشارکت کننده
      امتیاز: 2,181,897

      من هدررفت زمان خیلی داشتم که الان دارم سعی میکنم با برنامه ریزی مانعش بشم. برای این کار سعی کردم استفاده از شبکه های اجتماعی رو به حداقل برسونم. یعنی شاید دو سه روز یکبار میرم سراغشون مگر اینکه کاری مربوط به بیزینسم باهاشون داشته باشم. البته هنوز هم روزهایی که از قبل برنامه ریزی نکردم و برای خودم کار مشخص ننوشته باشم، برگشتم به شبکه های اجتماعی زیاد میشه. یعنی متوجه شدم که حتما برای فردام از شب قبل برنامه ریزی داشته باشم. این عادت سالها پیش، زمانی که مسئول برنامه ریزی یک کارخانه بودم، به اجبار درون من شکل گرفت و با من موند. اما هیچ وقت برای امور شخصیم و حتی تفریحیم استفاده نکرده بودم، اما الان که دارم ازش استفاده میکنم، خیلی مفید واقع شده.
      بحث زمان چیزی بوده که این چندوقت درگیرش بودم و حضور ذهن داشتم، قطعا موارد زیاد دیگه ای هم هست که الان حضور ذهن ندارم

    • #235395
      آرزو
      مشارکت کننده
      امتیاز: 590,211

      بعد از اینکه محتوای دوره رو گوش دادم، و بهش فکر کردم چندین مورد به ذهنم رسید، هم در مورد خودم و هم در مورد دیگران. ولی فقط یکی از واضح ترین هاش رو می نویسم. در مورد شرکتی که قبلا توش مشغول بودم. توو این شرکت وسواس زیادی برای خرید مواد اولیه وجود داشت. موقع خرید، قیمت ها، شرایط، کیفیت و هر آنچه که وجود داشت به شدت مورد بررسی قرار می گرفت. ولی گاها پروسه خرید اونقدر طولانی میشد که برای اینکه قطعات به موقع به دستمون برسه و خط تولید مختل نشه، مجبور میشدن بار رو حمل هوایی بکنن :// و این موضوع باعث میشد تمام اون اهمیتی که موقع انتخاب تامین کننده به قیمت قطعات داده شده بود، بی فایده بشه، چون حمل هوایی هزینه ها رو خیلی بالا میبرد. این به نظرم یکی از بارزترین روزنه های هدررفت منابع مالی شرکت بود.

      • #235396
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        بله حتما همینطوره، ضمن اینکه چه بسا دیر رسیدن قطعات و تعطیلی خط تولید هم ضرر مضاعفی بزنه. چون معمولا اینجور مواقع همه کارها دققه نودی میشه و از چند زاویه احتمال ضرر هست.

شما برای پاسخ به این تاپیک باید وارد شوید.

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است