بایگانی‌ها

لیدرمارکتر انجمن ها مرحله اول | کسب و کار مستقل مثالهایی از مشتریان شیفته در ذهن دارید؟

آخرین بروزرسانی توسط نسيم هاشميان 1 سال، 8 ماه پیش
‏‫8 صدا
13 پاسخ
  • نویسنده
    نوشته‌ها
    • #234195
      فرشید رمضانی
      مدیرکل
      امتیاز: 23,726,134

      از اونجا که اینگونه مشتریان نقش فوق العاده مهمی در کسب و کار شما دارند و شاید 90 درصد رقیبانتون به آن فکر نمیکنند، برنامه ریزی برای آن میتواند خیلی شما را از آنها متمایز کند. به دلیل آنکه استراتژی برای رسیدن به مشتری شیفته زمان بر هست، ترجیح دادم بحث آن در این جا باز شود تا هرازگاهی برایتان یادآوری شود.

      شما خودتان مشتری شیفته برندی هستید؟ کسب و کاری را سراغ دارید که در این باره تلاش میکند؟

    • #234234
      bahmansh
      مشارکت کننده
      امتیاز: 9,705

      درود بر شما
      اتفاقاً من در خصوص کنار گذاشتن مشتریان بد خیلی فکر کردم و هرچند وقت یکبار خونه تکانی میکنم و اینکارو انجام میدم. پارسال ابتدای سال 2 مشتری رو کنار گذاشتم و امسال هم از اواخر 99 البته داشتم به لااقل 2 مشتری به شدت فکر میکردم یکیشون رو مطمئن شده بودم و الانم برای دومی همین فکر رو دارم. جالبه دقیقاًَ دومی معرفی شده ی اولی هست.
      هردو به شدت بدحساب، به شدت بدقلق ، به شدت تخفیف خواه و ارزان خواه هستن. منم تو پلن هام اون قیمتی که اونا میخوان رو عملاً ندارم.
      در خصوص مشتری شیفته البته چند مشتری دارم که سالهاست دارن با من کار میکنند نمیدونم شیفته اند یا خیر؟ باید بررسی کنم ولی صادقانه بگم احتمال میدم مشتری وفادار باشند.
      اینکه خودم شیفته برندی هستم یا خیر؟ بله آدیداس و کوکاکولا مثلاً برندهایی هستن که من بهرحال همونا رو مصرف میکنم و مثلاً دشمن سرسخت پپسی هستم :))) برای خیلی برندهای دیگه هم دارم فکر میکنم چه داخلی و چه خارجی فقط تا حد وفاداری نهایتاً مشتری شون شدم.

    • #234250
      فرشید رمضانی
      مدیرکل
      امتیاز: 23,726,134

      سلام و وقت بخیر.
      بله واقعا مشتری های بد هم زنجیروار به هم متصل هستد و حتی گاهی مانع این میشوند که به مشتریان خوب خدمات بهتری دهیم.
      چند مشتری که سالهاست با شما کار میکنند میتونه چند دلیل داشته باشه:
      1 – هیچکس دیگه توانایی خدماتی(کیفیت، تخصص، قیمت) که شما بهشون ارائه میدهید را نداره ( مجبور هستند)
      2 – هیچ مشکلی با شما نداشته اند پس نیازی به تغییر نمیبینند
      3 – مشکلات احتمالی که با شما داشته اند، هزینه اش از تغییر کمتر بوده و تضمینی هم نبوده که دیگران نداشته باشند.
      4 – دیگران را نمیشناسند، یعنی اگر آنها هم خوب خودشان را پرزنت کنند برای شما خطر محسوب میشه.

      قطعا اونها تا حد زیادی به شما وفادار هستند و با بررسی موارد بالا و استراتژی مناسب میتوانید آنها را به شیفته تبدیل کنید. در ضمن هر جایی که مناسب بود و با شیوه مناسب بهشون بگین که متوجه حضور چندساله شون هستید و این مزیت(اضافه بر قبل ) را فقط به این دلیل به آنها میدهید.
      ممنون

      • #234259
        سعید کاظمی
        مشارکت کننده
        امتیاز: 4,633,500

        من هم بشدت طرفدار کفشهای ورزشی اسیکس هستم . هر کفشی باشه با کفشهلی دو و پیاده روی اسیکس عوض نمی کنم .

    • #234253
      yasan
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,158,888

      توی شرکتی که من الان مشغول به کار هستم مشتریانی هستند که به نظرم فرا شیفته هستند و اساسا حتی نحوه سفارششون هم خارج از عرف شرکته. مثلا بدون هیچ پرسش و پاسخی از بابت قیمت جدید و حواشی لیست سفارش رو میفرستن و در کمترین زمان هم محصولشون رو دریافت میکنن. جالبه که حتی تماسی هم ندارن. لیست رو تو واتساپ میفرستن و بدون هیچ صحبتی محولشون رو دریافت میکنن. خب من که یکی دو ساله اینجام ولی مشتری ها حداقل قدمت ده ساله دارن. حالا چطور به اینجا رسیدن: اولا که تحت مشاوره مستقیم با مدیر عامل هستند یعنی هر سوال و مشکلی داشته باشن و حس کنن کارمندا نمیتونن جواب بدن مستقیم و به راحتی مدیر عامل در دسترشون هست. دوم اینکه در طول این سالها تمام سفارشاتشون بدون کم وکاست و افت کیفیت و تغییر بهشون ارایه شده. سوم اینکه سرعت تحویل سفارششون ویژه است و در ضمن اینکه سعی دارن تمام مشتری ها رو شیفته کنن. خدماتی مثل مشاوره تخصصی رایگان که به نظرم نقش بسزایی توی این قضیه داشته. من خودم بارها دیدم که مشتری اومده مشاوره شده و بعد رفته اومده گفته من فقط از شما میخوام خرید کنم شما با اون راهنمایی مثلا کلی به من کمک کردید.

      • #234273
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        یک عالمه در این متن نکات ویژه وجود داشت که باید بارها و بارها خونده بشه. رسیدن به این سطح خیلی کار سختیه بخصوص اینطور که میفرمایید برای مدت زمان طولانی.
        به نظرم خیلی میتونید در این محیط تجربیات گرانقدر کسب کنید ( و کرده اید) و این دقیقا مصداق همون دانشگاه محل کار هست.
        موضوعی که اهمیت داره این هست که ورود و ماندن در چنین دانشگاه های محل کار هم حتما به دلیل ویژگیها و توانایی های خاصی صورت میگیره چون این شرکتها به خوبی میدونند چه تیمی را تدارک ببیند که از این بابت باید به شما تبریک گفت.

        • #234308
          yasan
          مشارکت کننده
          امتیاز: 1,158,888

          ممنون از شما و البته که نظر لطفتونه. واقعا همینطور که میفرمایید چیزایی که اینجا مشه یادگرفت توی هیچ دانشگاهی تدریس نمیشه.
          من خودم فارغ التحصیل معماریم و به جرات میگم توی کار چیزایی یاد میگیرید که هیچ استاد دانشگاهی بهتون یاد نمیده.

    • #234262
      طاها منفردپور
      مشارکت کننده
      امتیاز: 6,346,089

      من یک سالهایی در بازار لوازم یدکی و لوکس اتومبیل فعال بودم ، بعد از یکی دو سال از شروع فعالیتم توی اون بازار چند تا مشتری داشتم که به هر صورت از ما خرید می کردند و حتی اگر قیمت ها را از فروشندگان دیگر می پرسیدند و قیمت ما بالاتر هم بود ، حتی شده با غرغر و اعتراض هم باز از ما خرید می کردند و در جواب ما که می گفتیم برو از همون که ارزانتر می ده بخر ، می گفتند که ما از شما خیالمون راحته که چه جنسی می خریم . البته فکر کنم اینها خیلی وفادار یا شیفته بودند و البته بودند مشتریانی که از ما یکی دو دور خرید کرده بودند و به خاطر شخصیت و یا وضعیتشون در مراجعه های بعدی سعی می کردیم به هیچ عنوان به اونها جنس نفروشیم و به ما مراجعه نکنن .
      در مورد فرهنگ شرکت و نحوه برخورد هم چیز جالبی که ما همواره با اون مواجه بودیم این بود که افراد مختلف باید برخوردهای متفاوتی با اونها می شد ، مثلا” یک سری مشتری بودند که اگر زیاد احترام می گذاشتی و به اصطلاح لی لی به لالای اونها می ذاشتی اصلا” نمی شد چیزی بهشون فروخت و بالعکس بعضی در صورتیکه کمی معطل می شدند یا با کمی بی دقتی به اونها جواب داده می شد ، دیگر مراجعه نمی کردند . البته جمع این تجارب و نحوه برخوردها و تشخیص اینکه چه اطلاعاتی به مشتری باید داد و … باعث می شد یک فرد را فروشنده خوبی بدانیم یا نه . مثلا” در فروش لوازم لوکس اتومبیل همیشه فروشندگان مغازه من ، بهتر از خودم جنس می فروختند و یا اینکه کالای تولیدی ما در فروشگاههای دیگر بهتر از فروشگاه خودمان تک فروشی می شد چرا که آنها همانطور که مشتری می خواست به او توضیح می دادند و ما بخاطر اعتبار کاری و اطلاعات فنی اون چیزها را نمی گفتیم .

      • #234274
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        ممنون. اینها واقعا اطلاعات مفیدی هست که در زمان مناسب خودش به آنها بر میگردیم و درباره اش صحبت میکنیم.
        خیلی لذت بردم و ممنون ازاین که تجربیاتتون را به اشتراک گذاشتید.

    • #234310
      نرگس
      مشارکت کننده
      امتیاز: 2,181,897

      فکر کنم نمونه بارز و مشهود مشتریان شیفته، خریداران برند آیفون باشن. مخصوصا توی ایران، با اینکه هر روز امکانات کمتری دارن و یا سختتر هست، ولی همچنان از این برند خرید میکنن.
      درمورد فرهنگ سازمان یه مورد تو ذهنم اومد نمیدونم درست باشه یا نه، یه مدرسه معروف تو اصفهان بود” الانو دیگه خبر ندارم” ، برای ثبت نام فیش حقوقی و یا صورت حساب بانکی میخواست، اگر از یک مقداری کمتر بود اصلا ثبت نام نمیکرد.۱۰، ۱۵ سال پیش، شهریه خیلی زیادی میگرفت، همه ی کسانی که اونجا بودن هم راضی بودن و اصلا توی پرداخت پول ابا نداشتن. جوری جا انداخته بود که هرموقع مدرسه پول خواست، خانواده بدون چون و چرا پرداخت کنه.

      • #234311
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        بله دقیقا همینطوره و حتی با این فرهنگ سازمانی که جا انداخته بوده حتی خانواده ها خیلی هم لذت میبردن و احتمالا فخر هم میفروختن که فرزندشون در اون مدرسه تحصیل میکنه.
        خب بهای این لذت و فخرفروشی را هم میدادن.( منظورم از فخرفروشی لزوما جنبه منفی اون نیست)

    • #234333
      Masoud
      مشارکت کننده
      امتیاز: 4,992,772

      سلام. اینجا منظورم از مشتری کشاورزا هستن.
      مشتریان به شدت ناراضی هر سال چندتاشون رو داریم و فقط همون یک سال باهاشون کار میکنیم و سال بعد عذرشون رو میخوایم.

      یه سری مشتری ناراضی و اعصاب خورد کن هم داریم که هرچی بیشتر محلشون بزاریم بیشتر میرن رو مخمون، ما هم طبق روال کارمون خدماتمون رو ارائه میدیم و بدونه هیچ کار اضافی دیگه ای، ولی میمونن باهامون و جالبه حتی پیش اومده توی سال های گذشته چندتاشون یک مدت از روی نارضایتی رفتن جای دیگه ولی دوباره برگشتن و از ناراضی بودن در اومدن :))

      مشتری وفادارمون فراوونن که سالهاست موندن باهامون حتی شاید یه سال به خاطر تکمیل شدن ظرفیت و احتمال فاسد شدن محصولشون خودمون ازشون خواهش میکردیم که ببرن جایی دیگه که البته بهشون کارخونه های مورد اعتماد خودمونو پیشنهاد میدادیم و دوباره سال دیگه برمیگشتن پیش خودمون.

      ولی مشتری شیفته نمیشه گفت زیادن ولی هستن. شده که به دلیل تکمیل بودن ظرفیت و با احتمال فاسد شدن محصولشون رو بازم میارن پیش ما و میگن اگه مشکلی هم قراره پیش بیاد بزارید همین جا باشه، حتی شده که فاسد بشه یه بخشی از محصول که اصلا به رومون نیاوردن و با اینکه وقتی اطلاع میدیم از قبل بابت احتمال معیوب شدن محصول هیچ مسئولیتب متوجهمون نیست ولی باز هم یه بخش از ضرر رو ما پرداخت میکنیم تا ما هم قدمی برداشته باشیم براشون. البته از شیفته بودن این تعداد مشتری هایی که مد نظرمه شاید به تعداد انگشتای دوتا دستم ازشون مطمئنم که شیفته هستن و مابقی رو باید تو شرایط مشابه قرار بگیرن تا عیارشون بدست بیاد.

      • #234334
        فرشید رمضانی
        مدیرکل
        امتیاز: 23,726,134

        سلام.
        خب البته که واقعا همینطوره و مشتریان شیفته (غیر از برندهای مطرح و بزرگ) تعدادشان خیلی کم هست و بیشتر بر روی مشتریان وفاار میشه حساب کرد.
        منتها همون تعداد کم به لحاظ بازاریابی و ارتباطات برایتان مشتری های اولیه و سپس وفادار را معرفی میکنند.
        اگر تمرکز را روی مشتریان خوب و وفادار بگذارید و برایشان استراتژی بیاندیشید، به مرور به مشتریان شیفته تبدیل میشوند که البته ظاهرا شما همین کار را به شکلی دارید انجام میدهید.
        ممنون

    • #234623
      نسيم هاشميان
      مشارکت کننده
      امتیاز: 1,910,964

      من واقعن از این بحث لذت بردم و این بحث مشتری بد و روش برخورد با اون سالهاست که در بازار ما روش محترمانه ای داره که در اصطلاح بازاری های قدیم بهش میگفتن مرضان؟ ( مرزان؟) کردن. روش هم این بود که استاد به شاگردش میگفت لطفن ایشون ( مشتری بد ) رو مرضان کن. بعد شاگرد هم خیلی محترمانه مشتری محترم و سمی رو سنگ قلاب میکرد.
      یه بحث دیگه هم که هست اینه که اگر ما ( مخصوصن خود ما که نزدیک بازار هستیم ) میخواستیم به سلیقه مشتری مرکز شهر و قلب بازار جنس جور میکردیم باید داروی نظافت فله ای میفروختیم :))
      در مبحث استراتژی در جذب مشتری سیاست ما این هست که جنس و کالایی تهیه بکنیم که اگر مشتری از ما نخره کسی که متضرر میشه اون شخصی هست که به هر دلیل خرید نکرده نه من فروشنده.

شما برای پاسخ به این تاپیک باید وارد شوید.

ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است