اصطلاحات تئاتر

اصطلاحات تئاتر

آکتور (actor or actress): هنرپیشه، بازیگر

آمفی‌تئاتر: محل نشستن تماشاچیان در ردیف‌های نیم‌دایره

آرتیست (artist): هنرمند (معمولاً دارندهٔ نقش اول)

آوانسن: بخش جلویی هر صحنه را که اغلب بصورت نیم دایره طراحی و ساخته می شود را گویند.آوانسن مهم ترین قسمت یک صحنه است و هر چند در برخی مواقع با تمهیدات تئاتری می توانیم بخش انتهائی صحنه را مهم نمایش دهیم مثلا با نورپردازی موضهی انتهای صحنه که اهمیت آنرا نشان می دهد اما حقیقتا مهم ترین بخش صحنه بدلیل نزدیکی با تماشاچی همان آوانسن است.

افکت: به کلیه ی محیطی که ممکن بصورت زنده یا توسط دستگاه پخش صوت در نمایش اجرا گردد افکت گویندو صداهائی مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زیر پای بازیگر، شلیک گلوله، ترمز ماشین، زوزه ی حیوانات وحشی یا باد و… که در برخی نمایش ها لازم هستند می گویند.

پروژکتور: نورافکن فیلم

پیس: نمایشنامه

پرسوناژ: بازیگران تئاتر یا سینما

تراژدی: غم‌انگیز

دکور: عوامل تزیینی مانند نقاشی، وسیله، اثاث

درام: غم‌انگیز

دیالوگ: کلیه ی گفتگوهای دو یا چند نفره بازیگران در نمایش که معمولا با احساسات گوناگون همراه است دیالوگ می گویند.دیالوگ بیشتر بصورت برون گرا ادا می شود.

رل: نقش

سانسور: حذف کردن قسمتی از فیلم یا نمایش

سوژه: موضوع فیلم یا داستان

سن: صحنه یا محل نمایش

سکانس: عملیات ممتد و مداوم بدون مکث و توقف

کمدی: خنده‌آور

چهره پردازی (گریم): آرایش صورت هنرپیشه ‌ها

لژ: محل مخصوص و مجزا

ملودرام: فیلم یا نمایشی که آمیخته‌ای از صحنه‌های تفریحی و غم‌انگیز است.

 میمیک چهره: به حرکات ریز چهره ی بازیگر اطلاق می گردد.

میزانسن: به مجموعه حرکاتی که یک بازیگر به طراحی و دستور کارگردان در صحنه اجرا می نماید می گویند.

 مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائی که یک بازیگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا میگردد مونولوگ گویند.

ارسطویی- غیرارسطویی (Aristotelisch / nichtaristotelisch) : واژه‌ی مرکب «ارسطویی-غیر ارسطویی» برای نخستین‌بار توسط برتولت برشت به کار رفت. این واژه به منظور متمایز ساختن تآتر روایی (حماسی) وی از شکل متداول درام-ارسطویی- به کار گرفته شد! اما از آنجا که برشت در این کار کمتر به اصل تئوری ارسطو در تعریف درام، بلکه بیشتر به برداشت متاخرین از تئوری ارسطو توجه کرده‌بود! این برداشت به شکلی بسته و محدود از درام، به ویژه درام ناتورالیستی قرن ۱۹، متکی بود.


برشت با توجه به این نوع برداشت از تئوری درامِ ارسطو، تآتر روایی (حماسی) خود را تعریف می‌کند. وی می‌خواست در این تقابل_ میان تآتر ارسطویی و غیر ارسطویی- درامی غیرمتافیزیکی و ماتریالیستی، یعنی غیر ارسطویی، ارائه دهد. تآتری که در آن تماشاگر را بتوان فعال و منتفد ساخت.


 
تاتر آماتور-غیرحرفه ایتآتر آماتور (Amateur theater) : انواع تآتری را در برمی‌گیرد که هنرپیشگی شغل اصلی بازیگران آن نباشد. یعنی بازیگران از راه هنرپیشگی معاش خود را تآمین نکنند.
این نوع تآتر در «تآتر عاشقانه»‌‌ی اشراف ریشه دارد. در قرن ۱۹ میلادی در ترکیب جمعیت جامعه و نیاز مردم به تفریح و سرگرمی افزایش می‌یابد. به همین خاطر شماری، به ویژه در شهرها، گروهای تآتری، تشکیل دادند تا در اوقات فراغت خود بدان مشغول باشند.


تا قرن ۲۰ میلادی تآتر آماتور در خدمت امور اجتماعی بود. در آنها قبل از همه آثار خنده‌دار اجرا میِ‌شد و معمولا این برنامه‌ها به طور مشترک توسط انجمن‌های تآتر و رقص انجام می‌گرفت.


چون این انجمن‌ها به ندرت خود سالنی در اختیار نداشتند، برنامه‌ها در سالن بزرگ‌ِِ رستوران‌ها برپا میِ‌شد.
برخلاف «تآتر مبتدی» سرپرست گروه‌های تآتر آماتور به هیچ‌وجه در پی معیارهای آموزشی و هنری نبود. وی سعی داشت تا از سنت‌ تآتر مردمی و دهقانی بهره گیرد. تآتری که به مرور زمان عاطفی و خلقی شده‌بود. این نوع تآتر آماتور تا امروز نیز به عمر خود ادامه می‌دهد.


امروزه در مجموعه‌ی تآتر آماتور همچنین تآتر مدارس، تآتر پداگوژیک، تآتر بازنشستگان و غیره جای دارند که هریک در تداوم کار خویش به نحوی به تآتر حرفه‌ای سمت‌وسو می‌گیرند. یا به عنوان «تآتر گروه ویژه اجتماعی» ارتقاع می‌یابند. زیرا اینها توانسته‌آند به مرور علائق و نیازهای ویژه گروه‌هایی چون بازنشستگان، زندانیان، بیکاران و امثالهم را عینیت و وضوح ‌بخشند.
اتحادیه تآتر آماتور آلمان (BDAT) توانسته تاکنون ۱۲۰۰ گروه آماتور را به ثبت برساند. همچنین اتحادیه مجله‌ای با عنوان «بازی و صحنه» به طور ماهانه انتشار می‌دهد. ارائه دوره‌های آموزشی برای بازیگران، سرپرست گروه‌ها، برنامه‌گزاران، همکاران فنی و ایجاد تماس‌های بین‌المللی گروه‌های تآتری آماتور و واسطه شدن در انعقاد قراردادهای انتشاراتی آثار نمایشی از جمله فعالیت‌های این مرکز است.

14- افکت: به کلیه ی محیطی که ممکن بصورت زنده یا توسط دستگاه پخش صوت در نمایش اجرا گردد افکت گویندو صداهائی مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زیر پای بازیگر، شلیک گلوله، ترمز ماشین، زوزه ی حیوانات وحشی یا باد و… که در برخی نمایش ها لازم هستند می گویند.

نمایش های ایرانی (شبیه خوانی، نقالی، پرده خوانی و تخته حوضی)


شبیه خوانی یا تعزیه خوانی، عبارت از مجسم کردن و نمایش دادن شهادت جانسوز حضرت امام حسین(ع)، و یاران آن بزرگوار یا یکی از حوادث مربوط به واقعه کربلا می باشد. تعزیه و شبیه خوانی در ایران ریشه قدیمی دارد. شبیه خوانی ناطق در دوره ناصرالدین شاه در ایران رونقی بسزا یافت و شبیه خوان های زبردستی پیدا شدند.
 

واژه‌های تعزیه


موالف خوان؛ اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که شبیه موافقان و خاندان پیامبر را در می‌آورد. عمل این شخص را موالف خوانی می‌گویند.


مخالف خوان؛ اصطلاحی برای تعزیه خوانی که شبیه مخالف خاندان و پیروان پیامبر(ص) را در می‌آورد. به کار این شبیه، مخالف خوانی می‌گویند.


مظلوم خوان؛ اصطلاحی برای شخصی که در تعزیه شبیه یکی از خاندان امام حسین(ع) را بازی می‌کند.


ابوالفضل خوان؛ نسخه خوان تعزیه که نقش حضرت ابوالفضل(ع) را بازی می‌کرد. به بازیگران این نقش، عباس خوان هم گفته می‌شد.


اسباب مجلس؛ وسیله‌های ضروری که به هر شکل برای اجرای یک تعزیه به کار می‌رفت یا در صحنه تعزیه گذاشته می‌شد.


اشقیا؛ در تعزیه، به‌طور اخص به دشمنان امام حسین(ع) و به‌طور کلی به کسانی گفته می‌شد که مخالف پیامبر یا امامان و خاندان آنها بودند.


اشقیا خوان؛ کسانی که شبیه اشقیا را درتعزیه، در می‌آوردند و نسخه آنها در دست داشتند.


امام خوان؛ نسخه خوان تعزیه که نقش امام حسین(ع) یا شبیه امامان دیگر را بازی می‌کرد.


انبیا خوان؛ کسی که در تعزیه نسخه انبیا را می‌خواند.


بچه خوان؛ جوانان یا کودکان کم سالی که نقش کودکان همراه امام حسین(ع) را در تعزیه به‌عهده داشتند.


تختگاه؛ تختگاه صحنه بازی و اجرای تعزیه بود. این محل بیشتر در محوطه باز مسجدها و تکیه‌ها(حسینیه‌ها) به شکل گرد یا چهارگوش ساخته می‌شد. ارتفاع تختگاه حدود نیم ذرع بود. برگرد همین محل بود که سواران تاخت می‌زدند یا بازیگران بازی می‌کردند. محوطه تختگاه محل نشستن تماشاگران بود.


تعزیه؛ مجموعه‌ای از نمایش‌های مذهبی که مبتنی بر مصیبت‌هایی است که بر خاندان پیامبر اسلام وارد شده است.


تعزیه گردان؛ عنوان کسی که تعزیه زیر نظر او برگزار می‌شود.


تعزیه گردان نسخه‌های تعزیه را تنظیم و جامه و وظیفه‌های هر شبیه را معین می‌کند. تنظیم صحنه، توزیع نقش‌ها و نسخه‌ها با او است. دستگاه‌های موسیقی را می‌داند و گاهی نقشی را خودش بازی می‌کند و سرانجام این تعزیه گردان است که هنگام اجرای تعزیه، با اشاره دست و عصا دستورهای لازم را به شبیه‌خوان‌ها و دسته موسیقی می‌دهد. معین‌البکا، ناظم‌البکا و شبیه‌گردان عنوان‌های دیگر تعزیه‌گردان است.
تعزیه نامه؛ متن یک تعزیه که تعزیه‌گردان تهیه یا جمع‌آوری می‌کند و پیش از آغاز تعزیه به شبیه خوان‌ها می‌دهد.


حدیث کردن؛ حدیث کردن عبارت از خلاصه داستانی است که تعزیه گردان پیش از آغاز تعزیه شرح می‌دهد تا حاضران آماده تماشای تعزیه بشوند و در پایان حدیث هم برای حاضران طلب خیر می‌کند. حدیث کردن جزء نسخه تعزیه نیست.


حر خوان؛ شبیه یا نسخه‌خوان تعزیه که نقش موافق‌ها و به‌ویژه حر را بازی می‌کند.


زن خوان؛ اصطلاحی برای پسران جوانی که صدای زیر دارند و در تعزیه، شبیه زنان را در می‌آورند.


زینب خوان؛ اصطلاحی برای پسر جوانی است که صدای زیر دارد و شبیه حضرت زینب(ع) را در تعزیه در می‌آورد.


شبیه؛ اصطلاحی برای شخص بازیگر در تعزیه. اگر این شخص در نقش ویژه‌ای تسلط داشته باشد به نام شبیه خوانده می‌شود؛ مانند شبیه حر، شبیه شمر، شبیه ابوالفضل و… که به‌طور معمول به آنها حر خوان، شمر خوان، ابوالفضل خوان و … می‌گویند.


شبیه خوان؛ اصطلاحی برای تعزیه خوان یا بازیگر تعزیه.


شمر خوان؛ اصطلاحی برای بازیگران تعزیه که نقش اشقیا و به‌ویژه شمر را بازی می‌کنند.


شهادت خوانی؛ صحنه‌ای از تعزیه است که یک موالف خوان، پیش از رهسپار شدن به جنگ، با آگاهی از شهادت، وصیت‌هایش را می‌کند و سفارش‌هایش را شرح می‌دهد.


عباس خوان؛ اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که بین موالف خوان‌ها، به‌ویژه نقش حضرت عباس(ع) را بازی می‌کند. اصطلاح دیگری برای همین بازیگر ابوالفضل خوان است.


علی اکبر خوان؛ اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش حضرت علی اکبر(ع) و یا جوانان همسال ایشان را بازی می‌کند.


قاسم خوان؛ اصطلاحی برای شبیه خوان تعزیه که شبیه حضرت قاسم فرزند امام حسن(ع) و یا جوانان همسالشان را در می‌آورند.


مجلس؛ اصطلاحی برای رویداد کاملی که در یک تعزیه می‌گذرد.


مقتل نویس؛ اصطلاحی است که برای نویسنده یا گوینده تعزیه نامه به کار می‌رود. تعزیه نویس اصطلاح دیگری است به همین معنی.


نسخه؛ یک اصطلاح برای دست نوشته‌ای که گفته‌های یک نقش در آن نوشته شده است. نسخه را شبیه یا نسخه خوان در اجرای یک نقش در دست می‌گیرد و برای دریافتن نقش به آن مراجعه می‌کند. دردست هریک از شبیه‌ها یک نسخه است. شبیه به‌طور معمول گفته‌های نقش را از روی نسخه می‌خواند. به همین سبب به شبیه، نسخه خوان هم می‌گویند. تعزیه نامه، اصطلاح دیگری برای نسخه است.


نعش؛ اصطلاحی برای کسی که در تعزیه نقش بی‌اهمیت و بی‌سخنی را برعهده دارد، یا برای مدت کوتاهی ظاهر می‌شود و دوباره کنار می‌رود. بنابراین نعش نسخه‌ای برای خواندن در دست ندارد.


واقعه؛ اصطلاحی برای ماجرای اصلی یک تعزیه. واقعه به‌طور اخص شامل مصیبت و شهادت خاندان پیامبر می‌شود.


یزید خوان؛ اصطلاحی برای بازیگر تعزیه که نقش اشقیا و به‌ویژه یزید را بازی می‌کند.


نقالی را می توان به دو دوره پیش از اسلام و بعد از آن تقسیم کرد. از نخستین موارد مکتوب اشاره به نقالی، منسوب به گزنفون، تاریخ نگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد است که از رواج تصنیف خوانی و قصه گویی در ایران دوره هخامنشیان می نویسد. نقالی به سبک‌های متفاوت از جمله : خراسانی، اصفهانی و آذربایجانی اجرا می شود. به طور مثال: در پهنه خراسان بزرگ بیش از ۱۰۰ داستان برای نقالی وجود دارد که بعضی از آنها در کشورهای افغانستان، پاکستان، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان نیز هم اکنون رواج دارد.


پرده خوانی که با نام های پرده داری، پرده برداری و شمایل گردانی نیز معروف است، نوعی نقالی همراه با تصویر است. یعنی گوینده حین تعریف داستان صحنه هایی از آن را هم که به شیوه خاصی ترسیم شده اند، نمایش می دهد. پرده خوانی ترکیبی از “قوالی” ( نقالی همراه با ساز و آواز) و نقاشی مردمی است. پرده، پارچه کرباسی است منقش با حوادث داستان که غالبا مربوط به شاهنامه یا رویدادهای مذهبی ای چون واقعه کربلا می شود.


تخته حوضی به صورت سنتی زبان توده ی مردم درد کشیده و ظلم دیده ‏را دارد که برای برقراری عدالت تلاش می کند. هرگاه یک ‏ستمگر ظلم هایی به قشرهای مختلف مردم روا می دارد این سیاه است که مانع اش می شود، افشایش می کند و او را به مضحکه می کشد و زبان گویای مردم می شود.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۳.۳ از ۵
از مجموع ۳ رای
این مطلب در مجموع ۵,۳۲۷ بار و امروز ۲ بار مشاهده شده است.
.
FavoriteLoading به علاقه مندیهایم اضافه کن!
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است

    0
    Would love your thoughts, please comment.x
    ()
    x
    اسکرول به بالا